خبرگزاری علم و فناوری

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری در گفت و گو با خبرگزاری علم وفناوری مطرح کرد؛

پایین آمدن ضریب هوشی ایرانی ها/دانشگاه ؛ عامل اصلی بسط استعمار نرم در کشور

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری گفت: طبق آماری که بنده چند سال پیش دیدم، اگر اشتباه نکنم بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان هزینه یک دانشجوی کارشناسی می شود؛ قطعا نظام برای اینکه یک دانشجو تا مقطع دکتری پیش برود حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون توان هزینه می کند

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری؛ استعمار در لغت به معنای آباد کردن و در اصطلاح به معنای چپاول و بهره برداری از منابع و ظرفیت های یک کشور بدون رضایت مردم آن کشور است؛ اتفاقی که تقریباً در دو قرن پیش با سیاست های انگلیس آغاز شد.

در اروپا بعد از رنسانس فرآیند صنعتی شدن و پیشرفت شروع می شود. بعد از رنسانس و صنعتی شدن اروپا بالاخص انگلیس، اروپایی ها به این نتیجه رسیدند که به لحاظ منابع کمبود هایی اساسی دارند. از طرفی رنسانس متاثر از پدیده ای تحت عنوان پروتستانیسم که همزاد سکولاریسم است شروع می شود. این پدیده موجب می شود که اروپایی ها دین را به حاشیه برانند و وجاهت دین برای تعیین مبانی ارزشی، قانون گذاری و حکم رانی را از آن بگیرند و وقتی این اتفاق افتاد ، اروپایی ها دچار یک خلاء ارزشی و معیار و مبنا برای عملکردشان می شوند و به سمت فلسفه پردازی روی می آورند. فلسفه پردازی های اروپایی ها آن ها را سوق داد به این سمت که در واقع حکومت شان را مبتنی بر ماتریالیسم ، اومانیسم و سکولاریسم بنا کنند. تفکری که اگر بخواهیم به زبان ساده آن را بیان کنیم به این صورت است که: خدا نیست و یا اگر هست دخالتی در زندگی بشر ندارد و ما در مسائل روزمره مان کاری با خدا نداریم. منطق ما بر اساس آنچه که نقد است عمل می کند نه آن چه که نسیه است و این دنیاست که نقد است؛ حمکرانی های ما را بر اساس ظرفیت های مادی دنیا و خواسته های نفسانی انسان تنظیم می شود.

این فلسفه و روح حاکم بر آن به  اروپای آن زمان این اجازه را داد که بتواند در عرصه سیاست به منافع سایر کشورها دست اندازی کنند. تفکر ماکیاولیسم در عرصه سیاست که مبتنی بر ماتریالیسم و سکولاریسم بنا شده است، شعار محوری اش این است که هدف وسیله را توجیه می کند؛یعنی اگر شما خدا را کنار گذاشتی و ارزشها را خودت تعریف کردی و برای رسیدن به اهداف مادی این شعار را سرلوحه کار خودت قرار دادی، آن وقت مجازی برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده کنی؛ آن موقع کشتن انسان ها، دزدی و غارت ملت ها و در واقع ظلم به هر طریقی برای شما آسان می شود.

با توجه به این فلسفه و احساس نیازی که اروپا به منابع اولیه داشت، اروپا رو به سوی منابع مللی آورد که خود آن ملتها توان استفاده از ظرفیت هایشان را نداشتند؛ علی الخصوص آفریقا،شرق آسیا و هند. کشورهای اروپایی به سمت اینها آمدند به اسم آبادانی و تغییرات و پیشرفت شروع به غارت منابع آنها کردند. یک مدتی در ایران هم نوعی از استعمار را بسط دادند و توانستند بخشی از منابع نفتی ما را به اسم آبادانی غارت کنند. استعمار از نظر کسانی که در این زمینه مطالعه کرده اند سه نوع است: یکی استعمار کلاسیک که در واقع همان حضور مستقیم نظامی و مستشاری غرب در کشورهای هدف و غارت منابع آنهاست؛ نوع دوم استغمار نو است و وقتی شکل می گیرد که در کشورهای مستعمره جریانات روشنگر و انقلابی مانند گاندی به وجود می آید که مردم را نسبت به سیاست های ظالمانه این کشورها بیدار و آگاه می کند و آنها را بیرون می کنند؛ وقتی که انگلیس از هند بیرون می رود اینها دست از استعمار خودشان برنمی دارند و شکل جدیدی از استعمار را طراحی می کنند به نام استعمار نو که در این شکل از استعمار خودشان حضور مستقیم ندارند اما دست نشانده هایشان را روی کار می آورند و با استفاده از مدیریت این افراد منافع خودشان را تأمین می کنند؛ مثل حکومت پهلوی در ایران و بسیاری از حکومت هایی که هنوز دست نشانده آن ها هستند.

در حال حاضر حکومت پادشاهی عربستان یک حکومتی است که غرب دارد از آن برای تأمین منابع خودش در منطقه استفاده می کند.کسانی که به وسیله حمایت های انگلیس و آمریکا بر سر کار می آیند افرادی هستند که خیلی وضعیت فکری، اعتقادی و ارزشی خوبی ندارند و مجبورند از سیاست های غرب پیروی کنند.

شکل سوم استعمار فرانو یا استعمار نرم است؛ در قدم بعد جریانات روشنگری مثل جریان انقلاب اسلامی در ایران می آید و افراد دست نشانده را نیز از کشور خود بیرون می کنند و این جاست که استعمار نرم شکل می گیرد. یعنی ما در جمهوری اسلامی علیرغم اینکه حکومت پهلوی را ساقط کردیم و امام (ره) یک نظام جدید را مستقر کرد و دولت جدیدی را مبتنی بر اسلام تشکیل داد و شعارش نه شرقی و نه غربی است و سیاست اساسی آن مبارزه با استعمار و زیر بار ظلم نرفتن است اما بازهم ما شاهد این هستیم که به واسطه عواملی که از قبل از انقلاب در ایران وجود داشته است ما کماکان تحت استعمار غربیم؛ آن هم شکل سوم استعمار یعنی استعمار نرم.

دانشگاه، خاستگاه اصلی استعمار نرم

فریبرز حاجیوند در گفت و گو با خبرگزاری علم وفناوری اظهار کرد: با بیان اینکه خاستگاه اصلی استعمار نرم دانشگاه است گفت: استعمار نرم وقتی شکل می گیرد که ساختار های کشور، نیروی انسانی و قوانین ما به گونه ای باشد که زمینه را برای بهره برداری کشورهای استعمارگر فراهم کند یعنی اینها هر وقت اراده کنند حتی بدون حضورشان می توانند از منابع ما بهره برداری کنند.

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری تصریح کرد: به عنوان مثال در مسئله نفت ما الان شاهد این هستیم که عمده تولید کنندگان نفت کشورهای خاورمیانه هستند،این کشورها یک رقابتی دارند بر سر تولید و فروش نفت و سازمانی را به نام اوپک تاسیس کرده اند که قوانین اینها را تنظیم کند؛ اتفاقی که در اینجا رخ می دهد این است که کشوری مثل ایران نفت را بشکه ای 50 دلار استخراج و وارد بازارهای جهانی می کند که اروپا، آمریکا و شرق آسیا خریدار این منابع هستند.

منابع نفت ایران مال آمریکا و اروپا ست

وی ادامه داد: وقتی این نفت وارد بازار آمریکا و اروپا شد تبدیل به مشتقات و محصولات ثانویه می شود؛ ارزش افزوده ای که این مشتقات ثانویه برای آمریکا و اروپا دارد به گفته اقتصاددانان به ازای هر بشکه 1030 دلار است؛ یعنی ایران نفت را بشکه ای 50 دلار تولید می کند و غرب بهره ای که از آن می برد به صورت میانگین 1030 دلار است. به عبارت دیگر منابع نفت ایران در حقیقت متعلق به اروپا و آمریکا است و  ایران تنها حق الزحمه ای بابت استخراج نفت از آن ها دریافت می کند.

حاجیوند ابراز داشت: خیلی جالب است که یک رقابتی را هم ایجاد کرده اند بر سر منابع مشترک؛ به عنوان مثال در میدان گازی پارس جنوبی که ایران با قطر مشترک است شرکت های غربی خیلی سریع تجهیزات استخراج گاز را می سازند و بعد ایران یکدفعه به خودش می آید و می بیند که ما یک میدان گازی مشترک عظیم داریم که قطر ذخایر آن را استخراج می کند و 10 سال از ما جلو میزند.

وی تصریح کرد:ایران هم برای اینکه عقب نماند خیلی سریع بخش زیادی از بودجه صنعت، عمران، جاده ها و مردم خود می زند و بر روی این میدان متمرکز می شود برای اینکه زودتر تجهیزات بسازد و سهم خودش را استخراج کند. ما علم و تکنولوژی تولید آن محصولات ثانوی را نداریم و مجبوریم مازاد آن را صادر کنیم. برای نفت هم همین طور است؛ میادین مشترک نفتی با عراق، امارت و... داریم که باید با آنها بر سر استخراج آن رقابت کنیم.

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری ریشه همه این اتفاق ها را در حوزه آموزش بیان می کند و می گوید: نظام ما هر دانش آموزی را که بخواهد از ابتدای تحصیل به مقطع دکتری برساند ده ها میلیون تومان بودجه به صورت یارانه و رایگان صرف تحصیل این دانش آموز می کند.

هزینه 300تا 400میلیون تومانی برای یک دانشجو 

وی خاطر نشان می کند: طبق آماری که بنده چند سال پیش دیدم، اگر اشتباه نکنم بین 100 تا 150 میلیون تومان هزینه یک دانشجوی کارشناسی می شود؛ قطعا نظام برای اینکه یک دانشجو تا مقطع دکتری پیش برود حدود 300 تا 400 میلیون توان هزینه می کند و اتفاقی که در اینجا رخ می دهد این است که متاسفانه چون به ما القا کردند که شما نمی توانید و ما امکان استفاده از این دانشجویان فارغ التحصیل را نداریم، در نهایت این دانشجو مجبور می شود به خارج از کشور مهاجرت کند.

 ایران رتبه اول فرار مغزها در دنیا

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری در ادامه افزود: ایران رتبه اول فرار مغزها در دنیا را داراست؛ تعداد زیادی از کسانی که نظام میلیون ها تومان خرج آن ها کرده و اتفاقاً نخبه هم هستند و با هزینه جمهوری اسلامی تربیت شده اند، می روند و به اورپا و آمریکا خدمت می کنند.

پایین آمدن ضریب هوشی ایرانی ها/هدر رفت 150 میلیون دلار منابع بر سر خروج نخبگان

وی اظهار داشت: طبق اظهار نظر یکی از مسئولان وزارت علوم ایران تا کنون 150 میلیارد دلار هدر رقت منابع بر سر خروج نخبگان داشته است و این همان استعمار نرم است. یعنی بودجه را خرج دانشجوی نخبه می کنیم و استفاده آن را آمریکا و اروپا می برد؛ اتفاق دیگر این است که ضریب هوشی ایرانی ها سال به سال کمتر می شود زیرا یک غربالگری دارد صورت می گیرد، نخبگان ما به خاطر هوش بالایی که دارند خارج می شوند و آنهایی که ضریب هوشی متوسط و پائین دارند باقی می مانند و همه این مسائل از دانشگاه نشأت می گیرد.

این مسئول یادآور شد: در دانشگاه به مسئولان ما آموزش دادند که شما کشورهای جهان سوم هستید و اگر بخواهید به توسعه دست یابید باید از طریق تئوری واقع گرایی ساختاری، سیاست های کشورتان را تنظیم کنید (واگرایی ساختاری یعنی ما در دنیا یک ساختاری داریم که همه بر اساس آن کار می کنند و کشورهای جهان سوم اگر بخواهند پیشرفت کنند باید واقع بینانه این ساختار را بپذیرند که در رأس آن ابرقدرت ها هستند و علم تکنولوژی در اختیار آنهاست و هرکس بخواهد پیشرفت کند باید واقع بینانه به این مجموعه وابسته شود و اقتصاد خودش را در معرض تار و پود اقتصاد جهانی قرار دهد و علم و دانش را از اینها طلب کند و گرنه خود این کشورها توان پیشرفت دورن را را ندارند).

کپی بودن همه دانشگاه های کشور

 وی ابراز داشت: از طرفی می گویند اگر می خواهید به نظام اقتصادی بین المللی وابسته شوید و عضوی از شبکه اقتصاد جهانی باشید باید بر اساس تئوری مزیت نسبی نقش خودتان را در اقتصاد جهانی ایفا کنید؛ مثلا مزیت نسبی ایران تولید نفت خام، گاز، پسته و فرش است و می گویند روی اینها تمرکز کنید و مزیت نسبی آمریکا و اروپا تکنولوژی است. به ایران می گویند شما نفت خام را به ما بدهید ما با تکنولوژی محصول تولید می کنیم و آن را به شما می فروشیم و یک همکاری اقتصادی بین المللی که خیلی هم خوش آب و رنگ است ایجاد می شود، باطن قضیه همان استعمار نرم می شود.

وارد کردن دانشگاه از غرب بدون فکر کردن به بومی سازی 

حاجیوند در ادامه به تشکیل دانشگاه در ایران اشاره کرد و گفت: در سال 1304 وقتی که مجلس شورای ملی تصمیم گرفت دانشگاه بسازد دکتر عیسی صدیق و دکتر حسابی را مامور کرد که به اروپا بروند از آنجا دانشگاه را وارد کنند؛ اما هیچ وقت به این فکر نکردند که دانشگاه را بومی کنند و متناسب با فرهنگ، دین و سیاست کشور خودمان آن را طراحی کنند. آقای صدیق هم به اروپا می رود و قراردادهایی را منعقد می کند و دانشگاه به صورت کپی از غرب وارد ایران می شود.

وی ساختار نظام آموزشی، محتوا و اساتید دانشگاه ها را برآمده از جهان بینی غربی و برای اهداف آن ها دانست و بیان کرد: دانشگاه طوری طراحی شده که غرب ماتریالیست، اومانیست و سکولاریست را به اهداف مادی اش برساند و هیچ جایگاهی برای دین، خدا و ارزشهای اعتقادی در آن تعریف نشده است، مجموع ساختار دانشگاه و محتوایی که در آن وجود دارد خروجی جز سکولاریسم ندارد.

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری با بیان اینکه دانشگاه دو محصول به نام علم و نیروی انسانی دارد افزود: علمی که دانشگاه به ما عرضه می کند علوم انسانی غربی است و مسئولان کشور مبنای عملشان همین علوم انسانی است؛ این علوم را وقتی به کار می گیرند اقتصاد و فرهنگ و سایر ارکان جامعه به سمت تمدن مادی غرب می روند، در این صورت باید قید تمدن اسلامی را بزنیم. بر اساس علوم انسانی غربی باید پیشرفت خودمان را به غرب گره بزنیم که این پیشرفتی که به دست می آوریم نسبت منطقی با ظرفیت های واقعی ما ندارد.

وی تصریح کرد: اگر ما فرض بگیریم که ظرفیت های کشور 10 واحد است و این ظرفیت در عرض 10 سال  بخواهد بالفعل شود از این مقدار ظرفیت 8 واحد آن برای غرب و 2 واحد برای کشور می ماند. این نوع رویکرد به پیشرفت از طریق دانشگاه و علوم انسانی به ما القا شده و حاصل آن به کار نگرفتن تمام ظرفیت های خودمان در کشور است و از طرفی نیروی انسانی که تربیت می شود غربی است، خلق و خو و روحیات و منش غرب را پیدا می کند و گرایش آن این است که کشور را به سمت تمدن مادی غرب سوق دهد.

حاجیوند عنوان کرد: حالا ممکن است طرف مسلمان بودنش را حفظ کند و نماز و روزه اش را به جا آورد اما اتفاقی که می افتد این ایت که این شخص در واقع مسلمان بودن خودش را در بستر تمدن غرب تعریف می کند مثل ترکیه و این چیزی است که دولت ها از طریق دانشگاه به آن می رسند.

سیاست آمریکایی ها در دانشگاه های کشور

وی یاد آور شد: زمانی از خانم آلبرایت (وزیر امور خارجه آمریکا در سال 1997)پرسیدند که آمریکا تا کی می خواهد جنگ افروزی کند وی گفته بود آمریکا دیگر نیازی به جنگ افروزی ندارد؛ ما در آمریکا دانشگاه های زیادی داریم که نخبگان دنیا طالب تحصیل در آن ها هستند، نخبگان را می آوریم آموزش می دهیم و اینها وقتی برمی گردند به کشور خودشان سیاست های ما را اعمال می کنند. متاسفانه دانشگاه های کشور هم دارند چنین رویه ای را انجام می دهند.

حاجیوند اذعان کرد: من به عنوان یک دانشجو چه در دانشگاه های کشور درس بخوانم چه در دانشگاه های آمریکا تفاوت چندانی ندارد؛ در هر صورت من کسی می شوم که در کشور مسئولیتی را برعهده می گیرم -وزیر، رئیس جمهور و...- و آن آموزش هایی را که در دانشگاه دیدم اعمال می کنم و این آموزش ها به گونه ای است که به من القا کردند ظرفیت خودم را نمی توانم بالفعل کنم مگر اینکه  غرب به من کمک کند و اگر غرب بخواهد کمکی به من بکند باید به آن امتیاز بدهم، نتیجه این می شود که باید خود را ذیل نظام سرمایه داری غرب تعربف کنم و سیاست های آن را در منطقه پیاده و قرار داد امضا کنم و از اهداف و آرمانهای خود کوتاه بیایم. ما باید متوجه باشیم و سیاست هایمان را درست تنظیم کنیم.

وی به دلایل  فرار مغزها اشاره کرد و گفت: یک نفر تلاش کرده و به عنوان مثال در حوزه برق تخصص گرفته حالا می خواهد آن را به کار بگیرد و پژوهش انجام دهد و از طرفی معیشت و آرامش خود را تأمین کند، وقتی می بیند که محیط اینجا فراهم نیست، از طرفی هم دانشگاهی که در آن تحصیل کرده او را ارزشی بار نیاورده که در هر صورتی مملکت خود را بر بیگانه ترجیح دهد، وقتی معیشت شخص تامین نشود و از دانشگاه ها و پژوهشگاه های غربی برایش نامه می فرستند، حقوق خوب و امکانات به او می دهند طبیعی است که بخواهد برود و زندگی کند و حاصل ضرر ما و منفعت غرب می شود.

دانشگاه؛ مهمترین عامل فرار نخبگان

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری در ادامه بیان داشت: غرب هیچ تلاشی برای پرورش این شخص نکرده ولی دارد از ظرفیتش استفاده می کند و در واقع می توان مهمترین عامل فرار نخبگان را خود دانشگاه دانست، دانشگاهی که کسانی را تربیت می کند که بعد در کشور کاره ای می شوند و چون انسان های ارزش مداری نیستند -شاید علی الظاهر ارزشمدار باشند و انقلابی- یا توان خدمت ندارند یا فکر و ایده ای که دارند از آن خدمت بر نمی آید.

وی ابراز کرد: این شخص سیاست گذاری اش به گونه ای است که به جای اینکه به سمت تقویت تولید ملی و خودکفایی حرکت کند، پیشرفت را در وابستگی تعریف می کند و می گوید اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید به سمت جذب سرمایه گذاری خارجی ، ارتباط با دنیا و واردات برویم، مسئله ای که وجود دارد الان تولیدات ما به خاطر عدم حمایت مسئولان دارد زمین می خورد و دلیل آن هم اینکه زمینه واردات را فراهم کرده اند.

تولیدات رویکردش پیشرفت نیست

حاجیوند اظهار کرد: این عامل باعث شده که برخی از کارخانه های تولیدی ورشکست شوند و امکان اشتغال را پایین آورند و وقتی که مکانی برای تولید یک کالا نداشته باشیم قاعدتاً زمینه برای بکارگیری نخبگان فراهم نمی شود.

وی افزود: از طرفی گاهی اوقات ما تولید داریم اما این تولید ما رویکردش پیشرفت نیست.فرض کنید شرکت x که یک شرکت در زمینه مواد شوینده است و 70 درصد مواد اولیه خود را از خارج تامین می کند، هیچ پژوهشکده ای ندارد برای اینکه بخواهد محصول اولیه را از خودش تولید کند و یا حتی بودجه ای خرج این کار نمی کند و می گوید هر کسی که جنس ارزان به مابدهد خریداری می کنیم و معمولاً هم از چین وارد می کند و صرفاً به فکر تولید و منفعت خودش است و به این فکر نیست که زمینه را برای پژوهشگر داخلی فراهم کند. در صورتی که اگر به دنبال پیشرفت و خودکفایی باشد، هم زمینه اشتغال نخبگان را فراهم می کند و هم در بلند مدت سود خود را افزایش می دهد.

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری گفت: این روحیه و منش در مردم ما نیست، مردمی که وقتی وارد بازار می شوند تمایلی به خرید جنس ایرانی ندارند و جنس خارجی را ترجیح می دهند و می توان گفت بخشی از این مشکلات به فرهنگ مردم بر می گردد؛ ما به شدت از طریق رسانه به خصوص رسانه های غربی و از طریق اینترنت و دانشگاه، مادی گرا و مصرف گرا شده اند یعنی به دنبال ساده ترین راهی هستند که بتوانند منفعتی به دست بیاورند.

وی خاطر نشان کرد: برخی از مردم به این فکر نمی کنند اگر یک جنس ایرانی بخرم اشتغال 10 نفر حفظ می شود یک نخبه به خارج از کشور مهارجرت نمی کند، کشور مستقل و قدرتمندتر می شود و در بلند مدت کشورمان پیشرفته تر خواهد بود. بنابراین از طرفی فرهنگ سازی باید صورت بگیرد و از طرفی دانشگاه ها باید متحول شوند و رویکرد آن ها خودکفایی و پیشرفت درون زا باشد.

حاجیوند یادآور شد: رویکرد دولت های ما به گونه ای بود که وابستگی ما به غرب را افزایش داد و غرب توانست به ما فشار بیاورد، اگر ما یک ملت خودکفا بودیم و وابسته نمی شدیم غرب نمی توانست با تحریم به ما فشار بیاورد و ما مجبور شویم مردم را به زحمت بیندازیم یا بخواهیم پای میز مذاکره برویم.

کاهش جمعیت جوان در دانشگاه ها؛ تروریسم اجتماعی

وی کاهش جمعیت جوان دانشگاه ها را یکی از سیاست های غرب در جهت استعمار نرم برشمرد و گفت: ترور یعنی حذف یک شخص که نمی خواهید وجود داشته باشد. یک وقتی شخص در زمان شما حاضر است و زمانی هم هست که شخص در آینده متولد می شود؛ وقتی که سیاست های کاهش جمعیت را در کشوری اعمال می کنند در واقع یک تروریسم اجتماعی ایجاد شده و می خواهند کاری کنند که جمعیت جوان انقلابی که در آینده برای آن ها (غرب مستکبر) مشکل آفرین است نباشند.

مسئول مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری به تأثیر کاهش جمعیت در دانشگاه اشاره کرد و افزود: در ابتدای امر تأثیر منفی نیست وقتی جمعیت و تعداد دانشجو کم شود قاعدتاً کیفیت آموزش بالاتر می رود اما در بلند مدت که به قضیه نگاه می کنیم برای کشور 80 میلیونی ایران و با وسعت منابع ، اهداف و آرمانهایی که دارد جمعیت کم در همه عرصه ها مشکل آفرین خواهد بود.

مشکل اقتصاد ضعف در دانشگاه ها

وی تصریح کرد: وقتی نیروی متخصص و پژوهشگر کم شود یعنی علم کمتری تولید و کار هم کمتر می شود و زمینه را برای وابستگی بیشتر فراهم می کند. دانشگاه اگر متحول نشود و به همین منوال بخواد پیش برود مشکلات ما کمتر نمی شود بلکه بیشتر خواهد شد.

حاجیوند در پایان با بیان اینکه مشکل اساسی کشور دانشگاه است اذعان کرد: اگر در اقتصاد مشکلی وجود دارد به خاطر ضعف در دانشکاه هاست، دانشگاه مشکلی را که حل نمی کند هیچ، خودش هم مشکل آفرین است و کسانی را تربیت می کند که سیاست های وابستگی را در کشور اعمال می کنند.

 

انتهای پیام/ سیده زینب حیدری

 

 

زمان انتشار: سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۷:۰۰

شناسه خبر: 37435

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
نظرات ارسال شده :
تعداد نظرات : ۳ نظر
لیلا بوستانی
۰ مخالف          ۱ موافق
دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۳:۰۳

اگر چه همه دانشگاه ها تقلیدی از دانشگاه های اروپایی و غربی هستند.اما در همه این سالها میتوانستند بومی سازی را انجام دهند تا کشور دچار چنین بحرانی در زمینه علوم نشود.بعد همیشه میگویند که کشورهای اروپایی پیشرفت کرده اند و ما عقب مانده ایم.

سید محمد طاهر ابراهیمی
۰ مخالف          ۱ موافق
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۸:۰۱

دانشگاه های ما سواد آنچنانی ندارند عقیم هستند

سید محمد حسن بیداری
۱ مخالف          ۲ موافق
چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۳:۱۳

اساتید دانشگاه ها یا غرب زده اند یا تحصیل کرده غرب.دانشجوی بیچاره در گردابی از سردرگمی می ماند به کدام سمت برود نه متحوای کتابهایش دینی است و نه دانشگاهش و استادش.پس تنها راه را فرار میبیند برای رسیدن به بهشتی در آن سوی مرزها.

اشتراک گذاری مطالب