رشد کاریکاتوری دانشگاه و محققان/ وزارت علوم، مقاله خبرگزاری علم و فناوری - رشد کاریکاتوری دانشگاه و محققان/ وزارت علوم، مقاله و فناوری
عضو هیات علمی دانشگاه

رشد کاریکاتوری دانشگاه و محققان/ وزارت علوم، مقاله و فناوری

در ایران ابتدا دانشجوی دکتری می گیرند، بعد برنامه ریزی می کنند که چگونه آنها را مشغول کنند که البته اکثریت هم بیکار می مانند. ولی در غرب استاد ابتدا پروژه می گیرد، سپس بر حسب نیاز برای پروژه اقدام به پذیرش دانشجوی دکتری همراه با حقوق و بیمه می کند.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری از سیستان و بلوچستان، صلاحیت دانشگاه‌ها برای پذیرش دانشجوی دکتری چیست؟ چه برنامه و سیاستی در سطح کیفیت آموزشی دانشگاه ها در رابطه با مقطع دکترا تدبیر شده است؟ چه معیار و ملاک هایی در جهت صلاحیت داشتن یا نداشتن مدرک دکتری دیده شده است؟ دکتر کیوانفر عضو هیئت علمی گروه ریاضی، برنده اولین جایزه ریاضیدان جوان در کشور به آن پاسخ می دهد.

درگیری بحثهای رتبه بندی و مرجعیت علمی دغدغه اصلی من است. ادبیات موضوع مشکل دارد. در دو حد ساحت ادبی و نظری باید مراقبت کنیم. باید بدانیم کلمه مرجع و علم چیست. اگر تعریف مشخصی نداشته باشیم یک کلمه اشتباه تفسیر کردنش هزاران میلیارد تومان پول را تلف می کند. باید مرجعیت علمی را از رویا تا واقعیت بگوییم.

ارتقا به تراز بین المللی دانشگاه، به قدر مبهم است که در 5 پاراگراف چهار موضع عوض می کند. وقتی می گوییم مرجعیت علمی باید اول تعریف دقیقش را بدانیم، تا به بیراه نرویم مثل if و ایندکس و...

در ساخت نظری بایستی قبل از حرکت، علمای قم بر اساس یک تعریف مشخص به توافق برسند بعد از توافق در ساحت عملی مولفه ها و مشخصه ها مشخص شود بعد برنامه های عملیاتی تعریف شود. ساحت نظری برای حاکمیت هم لازم است.

غرب 200 سال جدال فلسفی کرد تا به 3 سوال پاسخ دهد، انسان چیست؟ واقعیت چیست؟ علم چیست؟ وقتی تمام کردند ازش مدل مفهومی برای اداره حکومت بدست آورند. این 3 سوال به سه پاسخ رسید. یکی مکتب اثبات گراها، که به حکومت رسیدند، بنام سرمایه داری. گروه دوم مکتب تفسیرگراها به حکومت نرسیدند و دیگری مکتب اتحادیون به حکومت رسیدند و شدند شرق.

وقتی آبشخور فلسفی را متوجه شویم، می فهمیم که به سختی می توان آمریکا را از اروپا در برجام جدا کرد. مثلا آبشخور فلسفی در ایران، بانک به عنوان مفهوم غربی آوردیم صفتهای متفاوت بهش می چسباینم تا کارکرد متفاوت داشته باشد و متوجه نیستیم که این تکه ای از یک نظام سرمایه داریست و اگر کارکرد آن را دوست نداریم باید بگذاریم کنار و یک چیز جدید بیاوریم.

بحثهای نظری برای افراد عملگرا خسته کننده است. ولی ادبیات موضوع را اگر مشخص کنیم بودجه ها بعد از آن سرازیر می شود.

مرجعیت علمی تعاریف متفاوتی دارد، که یکی از مولفه های آن کمک کردن به رفع مشکلات جامعه است، که باید مشخصه های آن متفاوت تعریف شود، برنامه های عملیاتی قابلیت متریک و اندازه گیری دارد. اگر بدرستی تعریف کنیم، می توانیم بگوییم که کی یا کدام دانشگاه مرجع علمی است. اگر درست تعریف نشود مراجع علمی به اشتباه معرفی می شوند. مرجع بودن یعنی چه، یعنی محل رجوع بودن. مرجع در حوزه نظری پردازی الزاماً وابسته به تعداد مقالات نیست. ممکن است محل رجوع خبرگان آن حوزه باشد، که انباشتگی دانش است. ممکن است به معنای توانایی هدایت و رهبری علمی باشد، الزاماً استناد ندارد.

در واقع چهار نوع علم داریم، علم به معنای علم حوزوی، علم به معنای ابن سینایی یا ابوریحانی، علم به معنای دانش، علم به معنای مدرن.

 ادبیات موضوع در وزارت علوم بدرستی تعریف نشده و الان انحرافهای جدی در دانشگاه بدلیل عدم تعریف صحیح داریم.

روند شکل گیری دانشگاهها در ایران، نسل اول آموزش محور، نسل دوم آموزش محور-پژوهش محور، در نسل سوم دانشگاه ها، آموزش محور-پژوهش محور-کار بست دانش، پارادایم تعریف علم بهتر است یا ثروت تبدیل شد به علم بهتر است با ثروت و نسل چهارم دانشگاههایی هستند که آینده را رقم می زنند. اگر به این روند نگاه کنیم، این است که علم در ایران به صورت ارگانیک در غرب شکل نگرفته است.

تاریخچه دانشگاه آکسفورد را ببینید، ابتدا در کلیسا بود، بعد مباحث متافیزیک رشد کرد که جایش در کلیسا نبود و مثابه کفر بود. لذا بخشی را بیرون از کلیسا بردند که به این شکل نطفه دانشگاه در انگلستان ایجاد شد. به تعبیر ساده دانشگاه و صنعت با هم در غرب ایجاد شدند و جدایی بین صنعت و دانشگاه در غرب نمی بینید.

سوال شد از بنده، چه کنیم پروژه های تحصیلات تکمیلی، کاربردی شوند و پاسخ دادم ادبیات جمله ایراد دارد، ما ابتدا منار را دزدیدم، حالا فکر جا می کنیم. ابتدا دانشجو را گرفتیم تربیتش هم کردیم، یک پروژه هم کردیم زیربغلش، حالا دنبال این می گردیم، ببینیم کی مشتری این پروژه می شود.

در حالی که در غرب اول استاد مثل یک بازاریاب پشت سیستم می نشیند، 60 الی 70 درصد وقتش این است که کمپانی های بیرون چی نیاز دارند، مسئله را پیدا می کند، عین یک بازاریاب مذاکره می کند، قرارداد که بسته شد هر بخش پروژه را دست یک دانشجو می دهد. دانشجو دکتری را استخدام می کند و لیست بیمه رد می کند و ماه به ماه هم حقوق می دهد مثل همان تعریف اوستا-شاگردی.

تولید علم در ایران عمدتا ًدر بستر ارگانیک شکل نگرفته است. عدم تناسب تولید علم با نیازهای جامعه، عدم تناسب دانش آموختگان با نیازهای جامعه، تفاوت طراحی و نقشه، آموزش عالی امروز در ایران عمدتاً به صورت غیرارگانیک شکل گرفته و ادامه دارد.

در وزارت علوم طرحهای مشابه ای از خارج الگو برداری می شود و خیلی ها هم در وزارت علوم شکل گرفته که هیچ خروجی ندارد و کلی سرمایه هدر می رود بعضی هم مثل رویان به موفقیت می رسد.

دانشگاه را ما در ایران پلن می کنیم، ولی در غرب دیزاین می شود. یعنی یک نیاز از بیرون این ضرورت را ایجاد کرد.

چشم اندازهای دانشگاه های دنیا نظیر جرج واشنگتن، وزارت علوم آمریکا و رایرسون کانادا عمدتاً کیفی است، آنها بدنبال رشد اقتصادی هستند، اینکه مسئولیت دانشگاه چیست، اینکه شهروند خوب داشته باشیم، آدم متعهد و مسئولیت پذیر نسبت به خانواده و شهروند تربیت کنیم، ولی چشم انداز دانشگاههای مثل ترکیه، مصر و ایران، کمی است و بیشتر بدنبال رنکینگ است. چشم انداز دانشگاه فردوسی مشهد بر این است که یکی از دو دانشگاه برتر جامع کشور در تولید علم، نظریه ‌پردازی و توسعه فناوری، برخوردار از جایگاه معتبر در بین 10 دانشگاه اول جهان اسلام و در شمار 500 دانشگاه ممتاز جهان با هویتی اسلامی- ایرانی باشد!!!!!

 ما در دانشگاه مشهد، پژوهشکده داریم که هیچ ربطی به مسئله آب و میحط زیست مشهد ندارد. ولی دو سه تا پژوهشکده ریاضی داریم که نمی دانیم به درد دنیا می خورد یا آخرت.

وزارت علوم پروژه گذاشته که 5 دانشگاه ایران باید جزء 200 دانشگاه برتر دنیا باشد ولی بر اساس کدام نظام رتبه بندی. متدلوژی بعضی از نظامها مثل QS مبتنی بر گردآوری اطلاعات شاخصها براساس خوداظهاری است. در صورتی که شاخصهای استاندارد ندارد. سرعت رشد مقالات در عربستان، اقلیم کردستان بسیار بالاست ولی براساس پول.

عدم تناسب رتبه با جایگاه(مرجعیت) علمی وجود داریم، وقتی می رویم دنبال مرجعیتها، بعضی معاونتهای پژوهشی دانشگاههای ایران اساس را TRL گذاشتند، ولی نمی دانند این معیار به دانشگاه مرتبط نمی باشد. ولی TRL چیست، یکی از معیارهایی که جهت سنجش آمادگی و بلوغ فناوری­ها مورداستفاده قرارگرفته است سطوح آمادگی فناوری یا TRL می‌باشد. TRL ابزاری تحليلي براي سنجش و ارزيابي سطح آمادگي و بلوغ فناوري و مقدار خطرپذيري ناشي از استفاده از یک فناوري در توسعه محصول است. هدف از این کار، کاهش ریسک پروژه‌های فناوری و تعدیل هزینه‌های ناشی از آزمون فناوری‌ها و پروژه‌های ارتقای فناوری است. سطوح آمادگی فناوری برای اولین بار،توسط آژانس ملی هوافضای آمریکا (ناسا) در دهه 80 میلادی مطرح شد، و این معیار برای ناسا، رویان، گوگل و ماکروسافت هست نه دانشگاه، یعنی ربطی به دانشگاه ندارد.

کسی که مدل می گذارد ریل زیرپای ما می گذارد و امروز علم به یک پوز ایدئولوژی در ایران تبدیل شده است.

فرق است بین علمی که ثروت می آفریند با ثروتی که صرف علم می شود. شوروی منابع خود را صرف پزعلمی کرد در کل کل با امریکا، می خواست آدم به ماه بفرست، می خواست رتبه یک صادرات پنبه شود و کل منابع آبی خود را هدر داد. رتبه یک بودن، باعث می شود که تمام ثروت صرف علم شود.

رشد کاریکاتوری دانشگاه و محققان می تواند اتفاق بیافتد کما اینکه در المپیاد و کنکور اتفاق افتاد. المپیادها چه برسر ما آوردند، 95 درصد بچه های المپیاد در ایران نیستند، چه شدند، شما در انگلستان آزمون المپیاد نمی بینید. در صادرات هم همینکار را می کنیم. منابع را هدر می دهیم.

در پایگاه SCIMAGO از 1996 تا 2017 مقالات ثبت شده ایرانیان از 52 به 16 بهبود یافته اما دو سوم این دوره متناظر با رظد اقتصادی منفی در ایران بوده همچنین مقالات مرتبط با آب و محیط زیست که همراه با هدررفت و خشک شدن آبهای زیرزمینی در ایران بود. یعنی زمانی که بیشترین مقاله در حوزه آب داشتیم، منابع زیرزمینی ما در حال خشک شدن بود.

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نه وزارت علوم، مقاله و فناوری

زمان آن رسیده که یک بازتعریف از کارکرد و ماموریت دانشگاه در ایران داشته باشیم. هر تحقیقی که منجر به مقاله نمی شود. اینقدر همه روی ریل مقاله افتادیم که باید احساس خطر کرد. عدم غفلت از آموزش، مرا یاد خاطره ای می اندازد، در شرکتی که داشتیم، می خواستیم نیرو استخدام کنیم، فردی آمد با مدرک دکتری با کلی مقاله و دو کتاب از دانشگاه تهران، ولی کار عملی هیچی بلد نبود، با نرم افزارها نمی توانست کار کند و حتی حرف زدن بلد نبود و فقط ادعا مدرک داشت، بعد از مدتی فردی آمد با مدرک لیسانس دانشگاه آزاد گناباد با 4 سال سابقه کار با زیمنس در پاکستان، 2 سال کار در قطر با تسلط کامل به زبان آلمانی و انگلیسی، حاضر بودیم 4 برابر حقوق دهیم ولی قبول نکرد. این خاطره به این می رسد که باید نیروی متخصص تربیت کنیم نه مدرک دار.

شاگرد ژان تیرول برنده جایزه نوبل در اقتصاد «مشکلات اقتصادی کشور ایران با لیسانس حل می شود، نیازی به این همه دکتری اقتصاد ندارید. کافی است لیسانس خوب تربیت کنید. »

و در انتها اثربخشی دانشگاه ها را فدای مرجعیت علمی نکنیم.

 

زمان انتشار: چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۷:۴۶

شناسه خبر: 77646

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب