پدیده دست‌فروشی نشان‌دهنده‌ی بیماری جدی اقتصاد ایران است

پدیده دست فروشی، پدیده‌ای است رو به رشد در جامعه بوده که هم دارای چهره‌ی خوب و هم بد است و مزایا و معایب خاص خود دارد ولی با داشتن برنامه برای این افراد، می‌توان این چالش را تبدیل به فرصت کرد و به اقتصاد کشور کمک کرد.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری استان بوشهر؛ خیلی وقتها پیش آمده دست فروشانی در دور و اطراف شما وجود داشته باشند، گاهی در هوای طاقت فرسای تابستان، با تحمل گرمای شدید همچنان به کار خود ادامه می‌دهند یا در هوای بسیار سرد، با ها ها کردن گرمای نفس خود، سعی می‌کنند خودشان را گرم کنند.

آنها در هر شرایطی به کار خود ادامه می‌دهند تا اینکه من و شما اسکناسی از جبیب مان بیرون بیاوریم و چیزی از بساط مختصرشان بخریم. در روزگار امروزی بیشتر ما دنبال وسایل لوکس و گران قیمت هستیم تا بتوانیم به دوستان خود فخربفروشیم، آیا تاکنون شده به این فکر کنیم قدیمی‌ها علاوه بر خود به فکر دیگران بیشتر از ما بودند؟ در روزگاران پیشین، شغلی بنام خوشه ‌چینی وجود داشت. آنها که دست‌شان تنگ بود و خرمن و مزرعه‌ای نداشتند، پشت سر دِروگر‌ها راه می‌رفتند و خوشه‌های جامانده را از زمین بر می‌داشتند و گاها صاحب مزرعه به دروگران دستور می‌داد که شلخته درو کنند تا چیزی هم گیر خوشه چین‌ها بیاید.

بهترین رفتاری که مردم می‌توانند با این افراد داشته باشند گهگاهی از آنها نیز خرید کنند به خصوص آنهایی‌که تنها درآمد زندگیشان این کار است اما دولت برای این افراد چه کارهایی انجام داده است؟ و چه برنامه‌هایی خواهد داشت؟

 

برای مواجهه‌ی مطلوب با دستفروشی چه می‌توان کرد؟

علی دینی ترکمانی، اقتصاددان در این باره می‌گوید:

۱. دستفروشی در حد مدیریت شده و برنامه‌ریزی شده، با هدف حفظ سنت‌ها و تنوعی به زندگی یکنواخت شهری دادن، امری مطلوب است. اما، لازم است چنین کاری، همراه با شناسنامه‌دار کردن آن باشد. باید دستفروشی رسمیت پیدا بکند و افراد درگیر در آن ضمن احساس هویت اجتماعی و رضایت شغلی، شامل مزایای شاغلان در بخش رسمی بشوند با پوشش بیمه‌ای.

۲. برای رفع تعارض منافع میان دستفروشان و خرده‌فروشان مغازه‌دار، باید در محل‌هایی که دستفروشی به‌صورت سامان‌یافته و شناسنامه‌دار وجود دارد، به مغازه‌داران تخفیف مالیاتی یا انگیزش‌های دیگر داده شود. به این‌صورت، امکان شکل‌گیری بازی برد- برد بوجود می‌آید. هزینه‌ی پرداختی در قالب درآمد مالیاتی از دست رفته را می‌‌توان به حساب یارانه تشویقی گذاشت.

۳.  اما، راه‌کار اساسی برای کاهش دستفروشان و مدیریت مطلوب آنان، زمینه‌سازی برای ایجاد اشتغال در بخش‌های صنعت و خدمات و به‌ویژه صنعت-خدمات گردشگری است. به علاوه‌ی صدور بخشی از افراد جویای کار به بازارهای کار خارج از کشور.

4. با وجود چنین راه‌کارهایی، دینامیسم درونی نظام حکمرانی و تصمیم‌سازی، به گونه‌ای عمل می‌کند که نه امکان رسمیت دادن به بخش غیررسمی از جمله دستفروشان وجود دارد و نه امکان ایجاد بازی برد - برد و نه امکان صدور بخشی از بیکاران به خارج از کشور.

5. اگر بخش گردشگری، به‌مانند کشور همسایه، ترکیه، فعال بشود، در زمانی کوتاه می‌توان با جذب بیش  از ۴۰ میلیون گردشگر خارجی و بیش از ۳۰ میلیارد دلار درامد ارزی گردشگری،  بحران بیکاری ساختاری و پدیده‌ی دستفروشی را از این محل، تا حد زیادی، کنترل کرد. فعال شدن بخش گردشگری می‌تواند مانع از مهاجرت افراد جویای کار به کلان‌شهرها و تمرکز دستفروشی در چنین مکان‌هایی بشود. 

6. ناتوانی در استفاده از فرصت‌های گردشگری، همراه با ناتوانی در استفاده از فرصت‌های شغلی در بازارهای جهانی است. این‌دو نیز همراه با ناتوانی در مدیریت امور شهری از جمله دستفروشی است. این ناتوانی‌ها و شکست‌ها از  سرچشمه‌ی واحدی آب می‌خورند: نطام حکمرانی برآمده از سنت‌گرای تجدد ستیز. سنت‌گرایی که با مدرنیته و تجدد سر ناسازگاری دارد نمی‌تواند به جهان مدرن و امکانات آن به عنوان فرصتی جهت تمدن‌سازی نگاه کند؛ نمی‌تواند به گردشگران خارجی به عنوان پنجره‌هایی رو به مناسبات بین‌المللی توجه کند. نمی‌تواند خود را در شاه‌راه یادگیری جهانی قرار بدهد. در نتیجه، نمی‌تواند  اقتصاد را به گونه‌ای سامان بدهد که نفرات با رتبه‌های بالایش را در رشته‌فعالیت‌های مختلف، در قالب بورس، جذب و برای بقیه نیز بعد از فارغ‌التحصیل شدن کار آبرومندانه فراهم کند.

حرف پایانی

اینکه پدیده‌ی دست فروشی خوب است یا بد، کاری نداریم اما حرف ما این است که با وجود اینکه در برخی کشورهای دنیا از حضور دستفروشان به عنوان جاذبه برای توسعه گردشگری استفاده می‌کنند، چرا در کشور ما به این پدیده به دید یک معضل اجتماعی نگاه می‌کنند و تنها راه مقابله با آن را برخورد فیزیکی می‌دانند؟

در بسیاری از استان‌ها دیده شده است که به واسطه نبود اشتغال پایدار، مهاجرت از روستا به شهر، تنگنای اقتصادی و بحران بیکاری، جمعیتی بزرگ و قابل تامل از اقشار مختلف جامعه، خصوصاً جوانان تحصیل کرده آن به پدیده دستفروشی جهت تامین مخارج زندگی خود روی آورده‌اند. جایگاه اجتماعی و شغلی چنین افرادی نشان‌دهنده‌ی بیماری جدی اقتصاد ایران است.  و تا زمانی‌ که ساختارها و ریشه‌ها  اقتصاد ایران تغییر نکنند، امیدی به مواجه‌ی مطلوب با این چالش‌ها از جمله دستفروشی نیست.

انتهای پیام/حسینی مفرد

 

زمان انتشار: دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۱۰:۰۰

شناسه خبر: 83250

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب