آیا کروناویروس جدید می‎تواند یک سوءاستفاده علمی باشد؟ خبرگزاری علم و فناوری - آیا کروناویروس جدید می‎تواند یک سوءاستفاده علمی باشد؟

آیا کروناویروس جدید می‎تواند یک سوءاستفاده علمی باشد؟

هرچند مرگ حتی یک انسان نیز نباید نادیده گرفته شود ولی جای تعجب آنجاست که روزانه اخبار مختلفی از کشتار و جنایت‎ در اقصی نقاط جهان از مسلمانان روهینگیایی تا یمن و ... اصلاً دیده نمی‎شود و رسانه‎های وابسته به راحتی از کنار آنها می‎گذرند و هیچکس آمار روزشمار از آنها تهیه نمی‎کند؛ حال آیا می‎شود باور کرد که مرگ حدود هزار نفر در جهان باعث این همه سر و صداست آن هم معمولاً افرادی که بیماری زمینه‎ای داشته‎اند!

همه بسیج شدهاند برای مقابله با بیماری «کرونا»؛ کمتر سایت یا خبرگزاری است که مطلبی در این باره نداشته باشد. همه تلاش میکنند برای اینکه این بیماری همه‎گیر نشود و انصافاً مسئولین مرتبط در کشورهای مختلف و حتی کشور خودمان هرکدام به نوعی درگیر این مبارزه هستند و بخشی از توان خود را مصروف آن میکنند. اقتصاد کشور چین هم کاملاً تحت الشعاع این مطلب قرار گرفته است...

 

تعداد تلفات را رصد میکنیم آمار بسیار عجیب است. هرچند مرگ حتی یک انسان نیز نباید نادیده گرفته شود ولی جای تعجب آنجاست که روزانه اخبار مختلفی از کشتار و جنایت‎ در اقصی نقاط جهان از مسلمانان روهینگیایی تا یمن و ... اصلاً دیده نمیشود و رسانههای وابسته به راحتی از کنار آنها میگذرند و هیچکس آمار روزشمار از آنها تهیه نمی‎کند؛ حال آیا میشود باور کرد که مرگ حدود هزار نفر در جهان باعث این همه سر و صداست آن هم معمولاً افرادی که بیماری زمینهای داشتهاند!

 

شاید پاسخ داده شود که اگر اخبار مربوطه پوشش داده نمی‎شد، تلفات بالاتر میرفت؛ اما ابهامات فراتر از اینهاست:

  • مگر نه اینکه روحیه در درمان نقش اساسی ایفا می‎کند؟ مگر نه اینکه افراد با اراده و روحیه (بعضاً ورزشکار) بر بیماری‎های سخت غلبه می‎کنند. با این وجود و با توجه به تعداد تلفات این بیماری تاکنون، چه توجیهی برای پوشش وسیع بیماری وجود دارد؟ آیا با جو سنگین روانی موجود، روحیه بیماران مبتلا تضعیف نمی‎شود؟ به نظر می‎رسد هدف گم شده است؛ هدف کنترل بیماری است یا بالابردن تلفات؟
  • آیا تزریق ترس و اضطراب ناشی از پوشش وسیع کرونا به عموم مردم قابل توجیه است؟ آیا کسی تبعات این ناامنی در سلامتی را برآورد خسارت می‎کند؟ قطعاً بیمارانی وجود دارند که با پوشش رسانه‎ای «کرونا» دچار آسیب جدی یا مرگ می‎شوند؛ آیا کسی آماری از این صدمات جمع‎آوری می‎کند؟ بطور مثال اگر ضرر این پوشش خبری در صدمه به بیماران قلبی بررسی شود آیا نتایج تلفات کمتری را نشان خواهد داد؟
  • مگر انتقال این بیماری ازطریق حیوان صورت نگرفته است؟ آیا با قرنطینه بیماران مشکوک، بیماری کنترل خواهدشد؟ آیا ویروس این بیماری در حیوانات کنترل شده است؟ حیوانات که مرزهای گمرکی و جغرافیایی ندارند چگونه کنترل خواهند شد؟
  • می‎دانیم که این ویروس و بسیاری از عوامل بیماری‎زا در برخی منجر به مرگ و در برخی دیگر درمان می‎شوند، با این وجود آیا نباید علت دیگری در مرگ بیماران جستجو شود؟ حداقل متخصصین عرصه سلامت می‎دانند که علاوه بر روحیه و ابعاد روانی، هر چه سیستم دفاعی بدن قوی‎تر باشد راحت‎تر بر بیماری غلبه می‎کند و مصرف برخی داروها و آنتی بیوتیک‎ها سیستم دفاعی بدن را تضعیف می‎کند؛ چرا از چنین موقعیتهایی برای کاهش مصرف داروها و آنتی بیوتیک‎ها استفاده نمی‎شود و برعکس داروهای جدیدی به خیل داروهای تجویزشده قبلی می‎پیوندند؟
  • در گذشته اخباری مبنی بر سرقت تعداد زیادی عوامل بیماری زا از آزمایشگاه‎های پنتاگون پخش شد، آیا بیماری کرونا ارتباطی با اخبار گذشته ندارد؟
  • چگونه است برخی از سناریوهایی که در واقعیت رخ می‎دهند قبلاً توسط هالیوود به فیلم تبدیل شده‎اند؟ آیا آنها با جهان غیب ارتباط دارند یا نویسنده این داستانها یکی است؟  
  • چرا انعکاس اخبار حتی در مورد بیماریها بصورت گزینشی انجام می‎شود؟ بیماریهایی با تلفات بسیار بالاتر انعکاس کمتری را تجربه کرده‎اند!
  • ...

 

دقت که میکنیم ردپای این نوع پوشش خبری در مواردی غیر از بیماری نیز مشاهده میشود؛ مثلاً اخبار مربوط به حضور میلیونی جبهه انقلاب سانسور می‎شود ولی اگر تجمع مربوط به مخالفین انقلاب باشد حتی چند صد نفر، در حد حرکت برای تغییر نظام بزرگنمایی میشود. یکی از آخرین موارد هم، تشییع میلیونی سردار بزرگ اسلام بود که تلاش شد تا دیده نشود یا حداقل تحت الشعاع خبر هواپیمای اوکراینی قرار گیرد. خبری که به نظر میرسد پشت پرده پرماجرایی دارد. در عین حال در همان رسانه‎ها، تلفات نیروهای آمریکایی در عینالاسد بصورت قطره چکانی و صرفاً در حد ضربه مغزی آرام! در حال افزایش است! این نوع پوشش خبری مشکوک نیست؟

 

این مطلب همان امپراتوری رسانه‎ای است که در حال حاضر در اختیار جبهه دشمن قرار دارد. دشمن برخلاف آنچه که ادعا و به ظاهر از آزادی انسان‎ دفاع می‎کند در عمل چنان محیط دهکده جهانی! خود را با رسانه‎های وابسته (مستقیم و غیرمستقیم) در دست گرفته است که افکار عمومی را به هر سمتی که می‎خواهد تغییر جهت می‎دهد؛ البته در کنار رسانه، سازمان‎های وابسته دارو و درمان را نیز فعال کرده تا با همافزایی آنها جای هیچ شک و شبهه‎ای برای مخاطب باقی نماند؛ اما با نگاهی عمیق‎تر و با وصل کردن نقاط جدا از هم، می‎توان تصویر کلی را دید که در حداقل خود، مشکوک‎بودن موضوع به یک توطئه و سوء استفاده علمی است. مطلبی که توسط سیاستمدار روسی ابراز شد و آمریکا را در پشت پرده شیوع ویروس کرونا معرفی کرد.

 

آیا آمریکا می تواند تا این حد شیطانی عمل کند؟ نیاز به جستجوی چندانی نیست. مطالعه توطئه‎های گذشته آمریکا اعم از نرم افزاری و سخت افزاری کاملاً مؤید این مطلب است که سیاستمداران این کشور از هیچ فکر شیطانی فروگذار نکرده‎اند. از جاسوسی تا اغتشاش، از تهاجم فرهنگی تا کودتا، از تحریم اقتصادی تا ترور دانشمندان، از ساقط کردن هواپیمای مسافربری و اهدای مدال به فرمانده عملیات تا حمایت از تروریست‎ها (منافقین تا داعش)، از ترور بیولوژیک تا بمباران اتمی و ...

 

تاریخ اقدامات آمریکا در برابر مخالفین و در راس آنها جمهوری اسلامی ایران تقریباً تکمیل است از هر نوع شرارتی، و البته در اقدام اخیر، صفحه جدید بی‎سابقه‎ای از شرارت افتتاح شد که در آن یک دولت، برخلاف تمام قواعد بین المللی، ترور مقام رسمی کشور دیگر را اجرا و با خریت محض! به آن افتخار می‎کند.

 

اما آیا خطر چین برای آمریکا به اندازه‎ای بوده که سیاستمدارانش انگیزه چنین اقدامی را علیه آنها داشته باشند؟ پاسخ قطعاً مثبت است چرا که چین امروز یک قدرت اقتصادی است و حداقل در حال به چالش کشیدن اقتصاد آمریکاست.

 

مایه تاسف است که این نوع برنامه‎ها از سوی کسانی طرح و اجرا می‎شود که مدعی مدیریت دهکده جهانی هستند و بر ساختارها و سازمانهای بین‎المللی سلطه دارند و تاسف‎بارتر اینکه ساختارهای علمی بسیاری از کشورها ازجمله کشور خودمان با هزینه خود در خدمت آنهاست. آنها در پشت عناوین سازمان‎های بین‎المللی اهداف خود را دنبال می‎کنند. با این وصف اثبات دقیق توطئه و انجام تحقیقات تقریباً غیرممکن است. اما آیا همین احتمال کافی نیست تا کشورها و در راس همه آنها، جمهوری اسلامی ایران ساختارهای علمی و مدیریتی خود را از سلطه مدیریت فاسد سازمانهای به ظاهر بین‎المللی درآورند و تصمیمات را منوط به تحقیقات بومی و بررسی دانشمندان خودی کنند؟

 

بنابراین پیشنهاد می‎شود در اولویت اول بر مبنای «العلم سلطان» به خروج از سلطه علمی غرب کمر همت ببندیم تا در آینده نزدیک انشاءالله حرکت به سوی زمینه‎سازی برای مرجعیت علمی دنیا را آغاز کنیم و ضمن خروج از بازی در پازل دشمن، زمینه را برای فعالیت دانشمندان خود و تمام دانشمندان آزادیخواه جهان فراهم کنیم.

 

و نکته پایانی اینکه پایبندنبودن دشمن به اصول انسانی نباید باعث هیچ ترس و واهمه‎ای باشد بلکه برعکس باید فرصت‎های پنهان تهدیدات کشف و شکوفا شود. فقط لازم است ما تلاش معقول خود را به میدان آوریم تا خدا یاری خود را نصیب ما کند. به قول سردار شهید جبهه مقاومت، فرصتی که در بحرانها هست در خود فرصتها نیست اما شرطش این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم.

 

پس بیایید گامی برداریم به سمت خودکفایی و مرجعیت علمی. باید فضایی ایجاد شود که دانشمندان ما مستقل بیندیشند و به تحقیقات بومی خود تکیه کنند؛ البته این موضوع به معنای نفی استفاده از تجارب دیگران نیست بلکه نفی اعتماد کورکورانه به نتایج ظاهراً علمی دنیای غرب است که آلت دست مستکبران عالم قرار گرفته است.

زمان انتشار: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۴:۵۴

شناسه خبر: 85683

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب