رنج های یک خانواده بویراحمدی/ای که دستت می رسد کاری بکن خبرگزاری علم و فناوری - رنج های یک خانواده بویراحمدی/ای که دستت می رسد کاری بکن
گزارش

رنج های یک خانواده بویراحمدی/ای که دستت می رسد کاری بکن

خانواده ۶ نفر بویراحمدی بدور از هیاهو و زرق و برق به سختی و در فقر و نداری شب و روز می کنند و چشم به راه دستان خیر، خیران هستند.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری کهگیلویه و بویراحمد در میان هیاهو و رنگارنگی زندگی ماشینی، میان همه مشکلات ریز و درشت و همه فشارهای اقتصادی که بر گرده اقشار جامعه وارد می‌شود.میان ساختمان‌های بلند و چند واحده و میان زرق و برق‌ها گاهی تصویری دیده می‌شود از زندگی‌هایی که هیچ شباهتی به بقیه ندارد.

در این زرق و برق‌ها گاهی تصاویری خاکستری از زندگی‌هایی را می بینیم که قلب و روح و روانمان را می‌آزارد از پدرهایی که واقعا شرمنده فرزندانشان می‌شوند و مادرهایی که میان این همه نداری حرفی برای گفتن ندارند.

خیلی دور اما نزدیک ما در فاصله چند کیلومتری‌ کسانی شب و روز می‌کنند که تحت پوشش هیچ نهاد حمایتی نیستند، از هیچ جایی هم کمکی دریافت نمی‌کنند و در فقر و نداری به سر می‌برند.

 

با دست خالی و به سختی آلونکی ساخته‌اند تا طعم آوارگی را نچشند، سقفی که بر آلونکشان بنا کرده‌اند نایلون و چند عدد چوب است؛ مادر خانواده می‌گوید عزایمان موقعی است که باران و برف می‌بارد چرا که نایلون‌ها سقف خانه تاب و تحمل باران‌های شدید و برف را ندارد ‌و می‌ترسم دختر و پسر خردسالم با افتادن این چوب‌ها آسیب ببینند.

پدر خانواده که مرد جوانی است به ۴ فرزندش اشاره می‌کند و اینکه شغلش تنها کارگر ساختمانی است روزهایی که کرونا نبود به سختی کار پیدا می‌شد و روزگار می‌گذراندیم حالا که این ویروس آمده شرایط سخت و سخت‌تر شده است.

او درباره رنجی که فرزندانش می‌‌کشد می‌گوید یک دختر و یک پسر دانش‌آموزان دارم، فصل آغاز مدرسه که می‌شود چشم انتظارم تا کسی به فریادمان بشتاد و لباسی که نخواهد به دختر و پسرم بدهد تا به مدرسه بروند.همین فقر و نداری من آنها را روز به روز افسرده کرده و گاهی می ترسم از درس و تحصیلشان دور بمانند.

 

پدر خانواده این را هم گفت که تصمیم گرفتم چوپان گله‌ها باشم اما به بیماری تب مالت مبتلا شدم و دکتر توصیه کرده که باید از گوسفندان دور بمانم و این شانسم برای تغییر اوضاع زندگیم هم اینگونه از بین رفت.

مطالب بالا خلاصه از وضعیت زندگی آقای درفشی و خانواده ۵ نفره‌اش است وقتی به خانه و زندگی آقای درفشی در روستای مزدک اطراف یاسوج رفتیم باورمان نمی‌شد به دور از روستاهای دورافتاده در حالیکه فاصله میان مرکز شهر تا این روستا شاید ۳۰ دقیقه باشد چنین خانه‌هایی باشد.

تصور زندگی در این خانه‌ها برای ما که فرزند همین آب و خاک و از دل همین مشکلات هستیم سخت و دشوار است اما در این خانه‌ها که هر لحظه ممکن است سقفی فرو بریزد خانواده‌ای زندگی می‌کنند با حداقل امکانات و داشته‌ها.هوا که گرم شده به مانند گذشته دبه آبی را در آفتاب گذاشته و مادر خانواده می‌گوید آبگرمن و گاز ندارم آب را گذاشته تا در آفتاب گرم شود و بچه‌ها را با آن حمام کنم.

او همچنین به نبود امکانات اشاره می‌کند و اینکه یک میلیون یارانه‌ای که برایش واریز شده را داده تا خانه بعد از مدت‌ها برق داشته باشد.

از این دست خانه‌ها و این شیوه زندگی در شهرها به سختی می‌توان یافت خانواده‌هایی که نیازمند حمایت هستند اما دیده نشدند و کرامت انسانی آنها اجازه نداد دستی به نیاز جلوی کسی دراز کنند.

در حالی که مسوولان غرق در هیاهوی میز و صندلی‌ها هستند جوانانی شب و روز کوچه به کوچه و روستا به روستا در پی کسانی مانند آقای درفشی هستند که از کرونا، اقتصاد و زندگی سخت و دشوار آسیب دیده‌اند تا علاوه بر لبیک به ندا و فرمان رهبر و ولی خود مبنی بر کمک به اقشار آسیب‌پذیر دست‌های نیازمند آنها را بفشارند و دلگرمی باشند برای پدرانی که در برابر این همه مشکل و سختی کمر خم کرده‌اند.

 

این روزها عده‌ای خودجوش کمک‌هایی جمع‌آوری می‌کنند و این امانت را به صاحبان واقعی آنها که مردم آسیب‌دیده و نیازمند هستند می‌رسانند و آقای درفشی هم یکی از آنان است که به همت تعدادی از جوانان گمنام این بسته‌ها را دریافت  کرده اما پدر جوان سوژه ما بیشتر از این نیازمند دستان پر مهر کسانی است که می‌خواهند غباری از چهره شکسته کسی بزدایند.

 گروه‌های جهادی برای ساخت منزل آقای درفشی  در مزدک شهر یاسوج و مواردی مشابه اعلام آمادگی کردند اما نیازمند مساعدت خیرین و یاری آنها هستند.

زمان انتشار: سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۲:۵۶

شناسه خبر: 88043

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب