نوعروسی که دوام زندگیش را مدیون امیر شد خبرگزاری علم و فناوری - نوعروسی که دوام زندگیش را مدیون امیر شد
اهدای عضو، اهدای زندگی

نوعروسی که دوام زندگیش را مدیون امیر شد

به پهنای صورت اشک می ریزند و با تنی رنجور از درد و ناامید اززندگی و نفس های به شماره افتاده دست ها و دل های پاک را به یاری می طلبند تا اشک هایشان به لبخند تبدیل شود. این چشم های اشکبار و دل های لرزان روایت ۲۷هزار بیمار چشم انتظار و دردمند پیوند اعضاء در سراسر کشور است.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری از تبریز،31مرداد ماه سال87 بود که  خانواده آقای انصاری با یک تماس تلفنی  در جریان تصادف پسرشان قرار گرفته و روانه بیمارستان امام رضا(ع) تبریز شدند ، آنها  با تمام توان برای سلامتی فرزندشان دعا می کردند اما  حکمت الهی برای آنها به گونه ای دیگر رقم زده شده بود و فرزند این خانواده به نام امیر انصاری دچار مرگ مغزی شده بود .

امیر انصاری تنها 21 بهار از عمرش سپری شده و ترم آخر رشته مهندسی برق  بود که در اثر تصادف دچار عارضه مرگ مغزی شده است.

حمزه انصاری پدر و مهین جباری مقدم مادر امیر انصاری از دو راهی بخشش و بی تفاوتی ، بخشش را انتخاب کردند تا باقی الصالحاتی برای خود و فرزندشان از خود به یادگار بگذارند. آنها بدون این که از سوی تیم پزشکی پیشنهادی مبنی بر اهدای عضو دریافت کنند خودشان به محض شنیدن این خبر که فرزندشان دچار عارضه مرگ مغزی شده است تصمیم گرفتند تا اعضای بدن فرزندشان را به بیماران نیازمند و چشم انتظار اهداء کنند.

بدین ترتیب در دوم شهریور ماه سال 87 بود که  یک کلیه امیر به مهدی عسگری در شهرستان لارستان و کلیه دیگر او به ماهور خسروی  در یکی از روستاهای شهر شیراز پیوند زده شد .

خودمان به تیم پزشکی پیشنهاد اهدای عضو را مطرح کردیم 

حمزه انصاری ، پدر امیر به خبرنگار ما گفت: در بیمارستان وقتی دکترها متوجه شدند پسرم دچار مرگ مغزی شده است این موضوع را به ما اطلاع ندادند اگر همان لحظه اول اطلاع می دادند ما در همان ساعات اولیه تصمیم گرفته و زودتر نظر خود را در مورد اهدای عضو اعلام می کردیم .

وی افزود :در واقع ما خودمان به تیم پزشکی پیشنهاد کردیم  قصد داریم اعضای بدن فرزندمان را اهدا کنیم

تشکیل یک کمیته برای اطلاع رسانی سریع

پدر امیر افزود : اگر بعد از مشخص شدن مرگ مغزی بیماران یک  کمیته تخصصی  تشکیل شود که با در نظر گرفتن همه جوانب بلافاصله به یکی از نزدیکان بیمار اطلاع دهند که مریض شما مرگ مغزی شده است و در صورت رضایت می توان با پیوند عضو جان چند بیمار دیگر را نجات داد خیلی بهتر است.

مهین جباری مقدم ، مادر امیر نیز گفت:  : شهدا با رفتن و خون سرخ خود کشور ما را از چنگال دشمنان  نجات دادند و حالا اهدا کنندگان عضو نیز همچون شهیدانی هستند که با رفتن خود جان انسان های دیگر را از چنگال مرگ نجات می دهند

وی با اشاره به آیات قران کریم در خصوص زنده کردن جان یک نفر که همچون نجات دادن یک جامعه است می گوید : در قران کریم آیات زیادی در مورد ایثار و از خود گذشتگی وجود دارد و درسوره مائده نیز بر این امر تاکید می کند .

اهداء کنندگان عضو در جایگاه شهیدان هستند

پدر امیر معتقد است: اگر یاد ، نام و خاطر این افراد همچون شهیدان زنده و جاوید نگه داشته شود در جهت فرهنگ سازی گام های مفید و موثری در این زمینه می توان برداشت.

بنابه گفته وی ، مسئولانی که در زمینه فرهنگ سازی برای گسترش اهدای عضو تلاش می کنند بهتر است در مساجد هر منطقه عکس اهدا کنندگان عضو را در کنار عکس شهدای ان مسجد نصب کنند چرا که این افراد هر دو کار بزرگ و والایی انجام داده اند تا بدین شکل یاد و خاطره آن عزیزان نیز همیشه در یادها و خاطره ها مانده و فراموش نشود.

وی معتقد است ، رسانه ملی و صدا و سیمای مراکز هر استان نیز می تواند از طریق برنامه های پر بیننده  با استفاده از کارشناسانی که در این زمینه مسئولیت دارند یا مصاحبه با خانواده های اهداء کنندگان عضو  در جهت گسترش فرهنگ اهدای عضو تلاش کنند.

برگه اهدای عضو را با تمام رضایت قلبی امضاء کردم

مادر امیر گفت: مدتی قبل در یکی از شبکه های تلویزیونی خانمی حرف می زد که اعضای بدن پسرش را اهدا کرده بود و در مورد این کار صحبت می کرد ، وقتی در بیمارستان  ما پیشنهاد اهدای عضو را مطرح کردیم و آنها برگه اهدای عضو را به من دادند تا امضاءکنم بلافاصله حرف ها و چهره آن خانمی که در تلویزیون در مورد اهدای عضو حرف می زد در ذهنم مجسم شد و بلافاصله برگه اهدای عضو را با تمام رضایت قلبی امضاء کردم.

امیر کارت اهدای عضو گرفته بود

مادر امیر که رضایت قلبی به وضوح در چهره و صدایش موج می زند اضافه می کند : فرزند دلبندم امیر خودش قبلا فرم اهدای عضو پر کرده و کارت اهداء گرفته بود بعد از این که  مراحل پیوند عضو و مراسم خاکسپاری انجام شد یکی از دوستانش کارت اهدا عضو پسرم را به ما نشان داد و گفت امیر از قبل به فکر چنین روزی بود و خودش کارت اهدای عضو را گرفته بود تا اگر خانواده نیز به چنین کاری رضایت نداشتند بدانند که خود امیر به این کار راضی بوده و  با رضایت قلبی این کار را انجام داده است.

قصه زندگی نوعروس شیرازی

اما قصه ما روی دیگری نیز دارد ، پرده دوم این ماجرا سرگذشت  ماهور خسروی، بانویی 26 ساله است که در اولین ماه پائیزبرگ ریز عاشقی در  سال 83 با همه آرزوها،امیدها  و دلخوشی های دخترانه اش قدم  در خانه کوچک خوشبختی همسرش می گذارد  تا در کنار او برای زندگی مشترکشان هم عهد و هم پیمان شوند.

 اما این قرار مستانه  ،شادی و جشن و سرور این نوعروس تنها  2 ماه دوام می آورد چرا که او بعد از 2 ماه با مشکل کلیه مواجه شده و در اثر گذشت زمان تا یک سال بعد کلیه هایش ضعیف شده و بعد از 3 سال نیز کلیه های او به طور کامل از کار می افتد و این چنین  می شود که درد بر او چیره می گردد. و بعد از آن شروع به دیالیز می کند.

ماهور خانم به طور ناگهانی  دچار نارسایی کلیه شده و بعد از آزمایشات فراوان دکترها اعلام می کنند با عارضه  دفع پروتئین از کلیه مواجه شده است و این موضوع باعث افزایش فشار خون او شده و رفته رفته کلیه هایش  ضعیف و کوچک شده بود

ماهوری خسروی نیز به خبرنگار ما گفت: 8ماه در نوبت پیوند بوده و دیالیز می شدم  در طی این مدت و با وجودی که وضع مالی مناسبی نیز نداشتیم با همه این نداشتن ها و سختی کشیدن ها اما خدا با من همراه بود و سرانجام انتظار به سر آمد و با پیوند کلیه امیر انصاری توانستم دوباره به زندگی برگردم .

وی گفت: در طی این مدت دو بار برای پیوند اقدام شد ولی پیوند انجام نگرفت و در نوبت سوم کار پیوند با موفقیت صورت گرفت.

از ماهور خانم این قصه ، حس و حال روزهای انتظار برای پیوند کلیه را می پرسم و او با مکث و بغضی که در گلو دارد می گوید: انتظار خیلی سخت است و ناامیدی در کنار انتظار ، روزها را در نظر آدم به شبی تار تبدیل می کند .

برای هر بیماری شنیدن صدای گریه های مادر و پدر غمی دیگر بر دل می نشاند مادری که فرزند عزیزش را با هزاران خون دل بزرگ کرده است وقتی شاهد بیماری و مریضی سخت و طاقت فرسای او می شود آه از نهاد دلش بر می خیزد و دست به دعا بر می دارد تا خداوند دست ها و دل ها ی پر التماسش را بی پاسخ نگذارد .

و حالا ماهور قصه ما به یک بانوی  امیدوار به زندگی تبدیل شده است که  سپاسگذار خدا و قدردان 2 عزیزی است که با اهدای اعضای فرزندشان زندگی او را نجات داده اند

او می گوید:  خداوند مرا امتحان کرده است و وقتی به آن سال ها فکر می کنم احساس سبکی و عجیبی همه وجودم را  فرا می گیرد و حالا به لطف خداوند به عنوان یک فرد سالم زندگی می کنم. خوشحالم و  این خوشحالی و سرزندگی را مدیون خانواده آقای انصاری هستم.

گزارش: معصومه درخشان

زمان انتشار: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۲۶:۱۲

شناسه خبر: 88057

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب