خبرگزاری علم و فناوری

به مناسبت هفته دفاع مقدس؛

شعار معروف حاج‌آقای ابوترابی: «پاک باش و خدمتگزار»

به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ سید محمدعلی بصری رفتیم و دقایقی پای گفت‌و‌گو با این رزمنده دفاع مقدس نشستیم.

به گزارش خبرگزاری علم و فناوری استان بوشهر؛ 31 شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و از این روز به مدت یک هفته ادامه دارد. به همین مناسبت به سراغ سید محمدعلی بصری رفتیم و دقایقی پای گفت‌و‌گو با این رزمنده دفاع مقدس نشستیم.

خودتان را معرفی نمایید:

سید محمدعلی بصری هستم، سال ۱۳۴۷ در استان بوشهر متولدشدم چهارده ساله بودم که وارد به جبهه رفتم و سه دوره‌ی سه‌ماهه‌ی متناوب در جبهه حضور داشتم تا اینکه  در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۳ در عملیات بدر در محاصره‌ی دشمن قرار گرفتیم و در حالی که مجروح بودم اسیر شدم. پنج سال و شش ماه اسیر بودم و جانباز ۴۰٪ هستم.

پیش از اسارت طلبه بودم و در کنار دروس حوزوی مشغول تحصیل در کلاس اول دبیرستان  نیزبودم. در اسارت تا جایی که می‌شد به لطف خدا ماموریت طلبگی‌ خودم را انجام می‌دادم و پس از آزادی در شهریور ۱۳۶۹ به حوزه رفتم و مدتی بعد به استخدام آموزش و پرورش در آمدم و در کنار تدریس تا مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث ادامه‌ی تحصیل دادم. حدود ده سال در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی به تدریس دروس معارف اسلامی، تربیتی و دفاع مقدس مشغول  هستم.

از کودکی علاقه‌ی زیادی به نوحه‌های جهانبخش کُردی‌زاده  داشتم. یکی‌دو بار هم پای منبر او در منزل حاج اسماعیل احمدی نشسته بودم. نُه‌ساله بودم که بخشوی بوشهری‌ها از دنیا رفت و مردم را غرق در ماتم کرد. بزرگ‌تر که شدم نوحه‌خوان‌های دیگری چون حاج مصطفی گراشی و حاج عبدالحمید دشتی‌فرد در بوشهر نوحه‌ می‌خواندند.

شنبه ـ 30/6/1364-«بنشین تا به تو گویم زینب »

آن‌روز مصادف با ششم محرم بود. بیشتر بچه‌ها برای هواخوری از آسایشگاه بیرون رفته بودند. بعضی از بچه‌ها قسمتی از جیب پیراهن‌شان را با خودکار، مشکی کرده بودند. چند روز پیش‌، بندهایی از نوحه‌ی واحد «بنشین تا به تو گویم زینب » را در دفترم نوشته بودم. دلم که می‌گرفت نوحه را با نوای بوشهری زیر لب زمزمه می‌کردم. علی غیاثی  دفتر مرا برداشته و مشغول نوشتن نوحه در دفتر خودش بود؛ من هم کنارش نشسته بودم و مفاهیم شعر را برایش توضیح می‌دادم.

ناگهان یک جفت پوتین مشکی جلوی صورتم ظاهر شد. سرم را بلند کردم؛ عادل عراقی را دیدم. عادل سربازی عقده‌ای بود و برای کتک زدن نیازی به بهانه نداشت؛ حالا بهانه هم دستش آمده بود و کبکش خروس می‌خواند. دفترها را گرفت و گفت: بلند بشین.

بلند شدیم و جلویش ایستادیم. نگاهی به نوشته‌ها کرد و گفت: وُلک این چی؟

علی غیاثی گفت: چیزی نیست؛ دارم شعر می‌نویسم.

عادل شروع به خواندن نوحه کرد. با خودم گفتم الحمدلله که فارسی بلد نیست و چیزی از نوشته‌ها نمی‌فهمد. به کلمه‌ی «زینب» که رسید دندان‌هایش را به هم فشرد و گفت: بعداً بهت می‌گم شعر یعنی چه؟

بعد از رفتن عادل به ارشد قاطع گفتم چشم نگهبان‌ها را بپاید و دفترهای‌مان را بردارد. علیرضایی هر چه در سوراخ‌سمبه‌های غرفه می‌گردد، پیدای‌شان نمی‌کند. ظاهراً عادل دست ما را خوانده و دفترها را جایی قایم کرده بود.

 

یک صنعتی داریم به نام گردشگری سیاه، کشورها تور گردشگری درست می‌کنند برای جاهایی که جنگ رخ داده، فرق فرهنگ غرب با فرهنگ ما که ما راهیان نور داریم چیست؟

تفاوت اصلی فرهنگ ما و غرب در اعتقاد و نوع نگرش به دنیاست. آنها توریسم سیاه، در برگیرنده‌ی بخشی از صنعت گردشگری است که مسافران را به بازدید مکان‌های تاریخی می‌برد که در گذشته با فجایع طبیعی، مرگ و تراژدی‌های انسانی در ارتباط بوده‌اند دارند. ولی ما ایرانیان به بازدید از چنین مکان‌هایی با نام« راهیان نور» یاد می‌کنیم چون معتقدیم رزمندگان ما افتخار آفریدن و با دادن خون خود از دین و ناموس و سرزمینشان دفاع کردند و به درجه رفیع شهادت دست یافتند.

این بر اساس اعتقادی است که ما به شهادت داریم ولی در فرهنگ غرب چنین اعتقادی وجود ندارد و از آن به توریسم سیاه یاد می‌کنند.

 

شعار معروف حاج‌آقای ابوترابی: «پاک باش و خدمتگزار»

با توجه به اینکه شما در ایام اسارت با حاج آقا ابوترابی هم سلولی بودید خاطراتی از این ایشان بفرمایید:

عراقی‌ها آقای ابوترابی را چند وقت یک‌بار به قاطع ما می‌آوردند. هر بار هم چند روز نگه می‌داشتند و دوباره می‌بردند. هر وقت حاجی به قاطع ما می‌آمد سرش دعوا بود. هر کدام از آسایشگاه‌ها می‌خواستند مهمان آن‌ها باشد. حاج‌آقا برای اینکه جلوی دلخوری بچه‌ها را بگیرد هر شب به یک آسایشگاه می‌رفت. اخلاق پیامبرگونه‌ی حاجی طوری بود که همه جذب او شده بودند. حتی عراقی‌ها هم به او احترام می‌گذاشتند. یک‌شب حاجی مهمان آسایشگاه ما بود. از خوش‌شانسی من به گروه غذایی ما آمد و درست کنار من نشست. با خوشحالی پتویم را زیر پایش پهن کردم. وقت نماز کنارش ایستادم و نمازم را یواشکی پشت سرش خواندم.  نماز که تمام شد به سجده رفت و حدود ربع ساعت گریه کرد. گریه‌های او مرا به یاد خطبه‌ی همام  و صفات متقین می‌انداخت. بعد از نماز شام مختصری خوردیم و دور حاجی حلقه زدیم. می‌گفتیم برای‌مان صحبتی کند. روی دیوار آسایشگاه مقوای کوچکی با این آیه‌ی قرآن نصب شده بود: وامتازوا الیوم ایها المجرمون

حاج‌آقا همان آیه را محور سخنش قرار داد و حدود نیم ساعت درباره‌اش حرف زد. نگهبان‌ها دم‌به‌دقیقه پشت پنجره می‌آمدند و فقط نگاه می‌کردند. باورم نمی‌شد که کاری به کارمان نداشته باشند. صحبت‌های حاجی که تمام شد ابراهیم نصیری  با خنده گفت: حاجی دعا کنین اسارت زودتر تموم بشه. به خدا کم‌کم قیافه‌ی پدر و مادرمونم داره یادمون می‌ره!

حاج‌آقا لبخندی زد و گفت: من که هر وقت از آسایشگاه می‌رم بیرون پاشنه‌ی کفشمو بالا می‌کشم. می‌خوام همیشه آماده‌ی رفتن باشم.

پاسخ طنز حاجی همه را به خنده انداخت. خوب که خندیدیم، ادامه داد: مگه قرآن نفرموده ساعت قیامت نزدیکه؟ وقتی قیامت نزدیکه، آزادی ما که نزدیک‌تره.

 

توصیه پایانی شما به نسل جدید چیست؟

شعار معروف حاج‌آقای ابوترابی: «پاک باش و خدمتگزار» را فراموش نکنید و در هر کاری که انجام می دهید اینگونه باشید تا شرمنده شهدا نشویم و سفارش نوجوان یزدی که در دفاع مقدس شهید شدند را هم سرلوحه کار خودمان قرار دهیم که می‌فرمود:«بچه‌ها امام را تنها نزارید» و ما هم باید پیشتیبان ولایت باشیم و امام خود را تنها نگذاریم.

 

انتهای پیام/

 

خبرنگار:حسینی مفرد

زمان انتشار: جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۹:۱۳

شناسه خبر: 91011

مطالب مرتبط :
سگهای در فرودگاه فنلاند کووید۱۹ را با دقت صددرصد تشخیص می دهند/ چندین کشور پیگیر این روش هستند

سگهای فرودگاه فنلاند کووید۱۹ را با دقت صددرصد تشخیص می دهند/ چندین کشور پیگیر این روش هستند

مسافران در فرودگاه هلسینکی فنلاند از اوایل این هفته راهی سریعتر - و بسیار مبهم تر - برای آزمایش کووید۱۹ با تیمی از سگهای تشخیص بو و با دقت تقریبا" صددرصد خواهند داشت. فنلاند پیشگام، اما کشورهای دیگر مانند عربستان سعودی، فرانسه، شیلی، استرالیا و برزیل نیز پیگیر این موضوع هستند.

«نوجوان بوشهری» منتشر شد/،  اولین نشریه‌ای که تماما توسط دانش‌آموزان تهیه و تنظیم شد

برای اولین بار در سطح کشور:

«نوجوان بوشهری» منتشر شد/، اولین نشریه‌ای که تماما توسط دانش‌آموزان تهیه و تنظیم شده است

بسیج دانش آموزی شهید فهمیده استان بوشهر، اولین نشریه الکترونیکی به نام «نوجوان بوشهری» با هدف ارتقا سطح فرهنگی اجتماعی و علمی دانش آموزان منطقه منتشر کرد.

تجدید میثاق استادان بسیجی اصفهان با شهید شاخص سال « استاد شهید دکتر مصطفی نیک نژادی» + عکس

به مناسبت چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس؛

تجدید میثاق استادان بسیجی اصفهان با شهید شاخص سال « استاد شهید دکتر مصطفی نیک نژادی» + عکس

جمعی از استادان بسیجی اصفهان امروز پنج شنبه با حضور در گلستان شهدای اصفهان با حضور بر سر مزار شهید شاخص سال « استاد شهید دکتر مصطفی نیک نژادی» و نثار شاخه های گل با این استاد شهید تجدید میثاق کردند.

آموزش

تداوم آموزش های آنلاین مؤسسه رزمندگان اسلام استان اردبیل

موسسه رزمندگان اسلام استان اردبیل با ابتکاراتی قابل توجه سعی در تداوم امر آموزش و برقرای ارتباط هرچه بیشتر مجازی با دانش آموزان دارند و با ارایه تکالیف و رفع اشکالات موجود عرصه تعلیم و تریبت را هرچه بیشتر فعال کرده اند.

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب