مشاهده اخبار از طریق شبکه های اجتماعیمشاهده
در قلب رقابت فشرده ۶۰ ساعته سیزدهمین ماراتون برنامهنویسی دانشگاه شریف، تیمی جوان با ایدهای نوآورانه متولد شد: یک دستیار مالی تماماً صوتی که میخواهد سالمندان را به چرخه اقتصاد دیجیتال بازگرداند. «علی بخشی»، دانشجوی مهندسی نرمافزار و توسعهدهنده فرانتاند، که تجربه کاری در محیطهای حرفهای را نیز دارد، در گفتوگو با «علم و فناوری» از چالش عبور از دنیای وب به موبایل، درسهای مدیریت پروژه تحت فشار و جزئیات فنی این اپلیکیشن میگوید. او این رویداد را «سفر پرمعنایی» میداند که نهتنها نقاط ضعفش را به او نشان داد، بلکه مسیر تبدیل آنها به تجربهای بهیادماندنی را هموار کرد.
به گزارش پایگاه خبری علم وفناوری از استان مرکزی؛ در دنیای پرشتاب فناوری، نسل جدیدی از نوآوران در حال شکلدهی به آینده هستند؛ جوانانی که در میانه درس و تجربه، خود را در کورههای رقابتهای سخت محک میزنند. سیزدهمین ماراتون برنامهنویسی دانشگاه شریف، یکی از همان صحنههای درخشان بود که ایدهها را به محصول تبدیل کرد و استعدادها را در بوته آزمایش گذاشت. در این میان، تیمهای جوانی حضور داشتند که با عزمی راسخ و ایدههایی کاربردی پا به این عرصه گذاشتند. یکی از این تیمها، متشکل از علی بخشی، توسعهدهنده فرانتاند، و همکاری قدیمی بود که با ایدهای خلاقانه در حوزه فینتک، توجه بسیاری را جلب کرد. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگویی صمیمانه با آقای بخشی است که از انگیزهها، چالشها و دستاوردهای این سفر ۶۰ ساعته پرتلاطم میگوید.
سوال ۱: آقای بخشی، از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید متشکریم. اول از همه، خودتان را برای مخاطبان «علم و فناوری» کاملتر معرفی کنید. از چه زمانی و چگونه وارد دنیای برنامهنویسی شدید؟
من ۲۳ سال دارم و دانشجوی مقطع کارشناسی مهندسی نرمافزار در دانشگاه آزاد هستم. ورود من به دنیای برنامهنویسی از مردادماه سال ۹۹ و با پیشنهاد یک دوست آغاز شد. در ابتدا، یادگیری زبان پایتون را با هم شروع کردیم. پس از چند ماه، به حوزه فرانتاند و توسعه وب علاقهمند شدم و از آن نقطه، یادگیری زبان جاوااسکریپت را به طور جدی دنبال کردم.
سوال ۲: چه عاملی باعث شد که به عنوان یک توسعهدهنده فرانتاند، پا به عرصه رقابت ماراتون برنامهنویسی موبایل بگذارید؟ این تغییر پلتفرم چه جذابیتها یا چالشهایی برای شما داشت؟
شرکت در این ماراتون، با پیشنهاد یکی از دوستانم که برنامهنویس PHP بود و سابقه همکاری داشتم، کلید خورد. اگرچه حوزه ماراتون (توسعه موبایل) ارتباط مستقیمی با تخصص اصلی من (طراحی وب) نداشت و من هم تجربه چندانی در توسعه اپلیکیشن نداشتم، اما پس از ارسال رزومه و سوابق مهارتی، توانستم به عنوان بخشی از یک تیم دو نفره، در رویداد پذیرفته شوم.
از نظر فنی، این تغییر پلتفرم چالشها و جذابیتهای خاص خود را داشت. اگرچه هر دو حوزه (مثلاً کار با Next/React و فلاتر) مبتنی بر کامپوننت هستند، اما توسعه با فلاتر نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی در تفکر، زبان و ابزارها بود. نگاه اولیه به زبان دارت، کار با ویجتها به جای DOM و روش استایلدهی درونخطی در فلاتر (که شباهتهایی به CSS-in-JS در وب داشت) از جمله چالشهای جذاب و آموزنده این مسیر برای من بود.
سوال ۳: ایده تشکیل تیم با همکارت چگونه شکل گرفت؟ معیارتان برای انتخاب همتیمی چه بود؟
ایده اصلی، بر اساس شناخت و سابقه همکاری قبلی شکل گرفت. دوستم در حوزه بکاند تخصص دارد و از آنجایی که نقشهای ما مکمل یکدیگر بود و رابطه کاری منعطف و خوبی با هم داشتیم، تصمیم گرفتیم در قالب یک تیم در این ماراتون کنار هم قرار بگیریم.
سوال ۴: فضای فیزیکی و روحی حاکم بر این ۶۰ ساعت رقابت فشرده و بدون وقفه در دانشگاه شریف را چگونه توصیف میکنی؟ (فضای کمپگونه، فشار زمانی، همکاری با دیگر تیمها)
اگرچه رقابت بهصورت فشرده و بدون وقفه بود، اما محیط بهقدری گرم، تعاملی و دوستانه بود که این ۶۰ ساعت را به یک تجربه خاطرهانگیز و ارزشمند تبدیل کرد. علاوه بر این، حضور دائمی داوران و متخصصان فنی که به عنوان منتور در کنار تیمها بودند، به پیشرفت همه کمک میکرد و باعث میشد روند توسعه پروژهها به شکل اصولی و خلاقانهای پیش برود.
سوال ۵: لحظه اعلام چالش اصلی مسابقه چه حسی داشتید؟ چگونه در تیمتان به ایدهپردازی و انتخاب مسیر نهایی رسیدید؟
زمان اعلام چالشهای اصلی، مانند بقیه شرکتکنندگان، هم هیجانزده بودم و هم کمی استرس داشتم؛ زیرا هر تیم فقط میتوانست یکی از سه چالش را انتخاب کند. پس از اعلام، تمام تیمها بلافاصله وارد فاز مشورت و همفکری شدند.
در تیم ما، فرآیند ایدهپردازی با یک بارش فکری شروع شد. برای انتخاب مسیر نهایی، ایدههای مختلفی را مطرح و هر کدام را از جنبههای مختلفی مانند نوآوری، نیازسنجی و امکانسنجی بررسی میکردیم. سه فاکتور اصلی که برای ایده نهایی در نظر گرفتیم، توسعهپذیری، میزان کاربردی بودن و پتانسیل درآمدزایی آن بود. پس از مشخص شدن اهداف کلی، با افزودن جزئیات بیشتر به ایده اولیه، در نهایت به یک طرح نوآورانه و خلاقانه برای محصول رسیدیم. این پروپوزال اولیه پس از تأیید نهایی توسط تیم داوری، مجوز پیادهسازی و عملیسازی را دریافت کرد.
سوال ۶: بزرگترین چالش فنی یا مدیریتی که در طول این ۶۰ ساعت با آن روبرو شدید، چه بود؟ و چگونه بر آن غلبه کردید؟
بزرگترین چالش فنی ما، پرامپتنویسی برای هوش مصنوعی و تست این پرامپتها بود. با توجه به حوزه چالش (سیستم بانکی و پرداخت)، لازم بود دستورالعملهای ورودی مدل هوش مصنوعی را با دقت و مطابق با قوانین خاص آن حوزه طراحی کنیم تا خروجیهای دقیق و بدون خطا تولید شود. اطمینان از عملکرد قابل قبول پرامپتها در سناریوهای مختلف و بهینهسازی تعامل کاربر با AI برای دریافت نتایج مطمئن، چالش بزرگی بود که با راهنمایی متخصصان فنی مستقر در رویداد (سِپ) موفق به مدیریت آن شدیم.
چالش مدیریتی مهم دیگر، اولویتبندی ویژگیها و خدمات اپلیکیشن در بازه زمانی محدود بود. باید برنامهای ارائه میدادیم که در عین ارائه یک خروجی قابل قبول، تنها ویژگیهای ضروری برای حل چالش را داشته باشد و هسته اصلی ایده را به درستی اجرا کند.
سوال ۷: به عنوان کسی که در محیط شرکت هم فعالیت دارید، مقایسهای بین تجربه توسعه تحت فشار مسابقه و توسعه در محیط کاری واقعی داشته باشید. کدام یک سختتر یا آموزندهتر بود؟
این دو محیط، اهداف و چارچوبهای متفاوتی دارند و هر کدام درسهای ارزشمندی به همراه میآورند. در محیط کاری معمولاً زمانبندی انعطافپذیرتر است و فضای بیشتری برای یادگیری عمیق، آزمون و خطا، و توجه به کیفیت، قابلیت نگهداری و مقیاسپذیری نهایی محصول وجود دارد. تیمها نیز پایدارترند و فرآیندهای همکاری، تعریفشدهتر است.
در مقابل، مسابقه با فشار زمانی شدید و تمرکز صرف بر تحویل یک نمونه کاربردی در کوتاهترین زمان ممکن مشخص میشود. این فوریت، مهارتهای حل مسئله فوری، تصمیمگیری سریع، مدیریت استرس و اولویتبندی دقیق را به شکلی بینظیر تقویت میکند. همچنین، نیاز به شکلگیری سریع هماهنگی تیمی و یادگیری فوری تکنولوژیهای جدید، «سازگاری پذیری» را به چالش میکشد.
به طور کلی، محیط کار برای تخصصیابی عمیق ایدهآل است، در حالی که مسابقه یک آزمایشگاه فشرده برای تقویت چابکی، خلاقیت تحت فشار و خروجیگیری متمرکز است. از نظر آموزنده بودن، به نظر من تجربه مسابقه به دلیل شدت و تمرکز بر روی محدودیتها، درسهای ملموس و فشردهای در مدیریت پروژه و خودشناسی حرفهای ارائه میدهد.
سوال ۸: در مورد اپلیکیشنی که طراحی کردید بیشتر بگویید. حل کدام مشکل یا نیاز را هدف قرار داده بود؟ نوآوری اصلی محصول شما در چه چیزی بود؟
اپلیکیشن ما یک دستیار مالی هوشمند و تماماً صوتی بود که با حذف منوهای پیچیده بانکی، امکان انجام خدماتی مثل کارتبهکارت، خرید شارژ، پرداخت قبوض و انتقال وجه را تنها از طریق دستور صوتی کاربر فراهم میکند.
هدف اصلی، حل شکاف دیجیتالی برای سالمندان و افراد کمتوان بود. این گروه اگرچه غالباً از ثروت بیشتری برخوردارند، اما معمولاً کمترین تسلط را بر اپلیکیشنهای پیچیده دارند. هدف ما بازگرداندن این افراد به چرخه اقتصاد دیجیتال، به طور مستقل و بدون نیاز به کمک دیگران بود.
نوآوریهای کلیدی محصول در این موارد خلاصه میشد: ارائه یک تجربه کاربری کاملاً صوتی، امن و بدون نیاز به لمس صفحه (Hands-Free)، کاهش خطای انسانی با هدایت گامبهگام کاربر و دریافت دقیق اطلاعات، و فراهم آوردن دسترسی سریع و همهشمول به خدمات مالی پایه.
سوال ۹: با توجه به محدودیت زمان و ممنوعیت استفاده از کدهای از پیش آماده، تکنولوژیها و فریمورکهای موبایلی که برای پیادهسازی سریع MVP انتخاب کردید، چه بودند؟ و چرا؟
برای ساخت MVP تحت آن محدودیتهای زمانی، انتخابهای فنی ما به این شرح بود:
· فرانتاند (رابط کاربری): از فلاتر استفاده کردیم. دلیل این انتخاب، ارائه تجربه کاربری روانتر نسبت به وباپ، دسترسی کاملتر به سختافزار (مانند NFC برای پرداخت)و سطح امنیتی بالاتر مستقل از مرورگر بود.
· بکاند و منطق اصلی: پایتون را به دلیل قدرت آن در پردازش داده، کتابخانههای گسترده و مناسببودنش برای حوزههای حساسی مانند بانکی و هوش مصنوعی انتخاب کردیم. الگوریتمهای پایتون وظیفه استخراج قصد کاربر (مانند مبلغ و نوع خدمت) از گفتار و سپس هدایت یک مکالمه تعاملی برای دریافت اطلاعات تکمیلی را بر عهده داشتند.
· معماری: برای رسیدن به حداکثر سرعت و سادگی، کل زیرساخت را بر پایه یک معماری بدون دیتابیس (JSON-Based) طراحی کردیم. این کار امکان پاسخگویی در لحظه سرور به درخواستهای صوتی را فراهم میکرد. پس از تکمیل مکالمه و اعتبارسنجی نهایی دادهها، عملیات مورد نظر انجام و نتیجه به کاربر اعلام میشد.
سوال ۱۰: داستان جالب یا لحظه به یاد ماندنیای از مرحله کدنویسی یا طراحی که بخواهی تعریف کنی، چیست؟ (یک باگ عجیب، یک راهحل خلاقانه، یک اتفاق غیرمنتظره)
یک لحظه بسیار بهیادماندنی، مربوط به تغییر کامل پشته فنی پروژه در همان ساعات اولیه بود. طبق برنامه اولیه، با توجه به تخصص همتیمیام در PHP، قرار بود بکاند را با لاراول توسعه دهیم و رابط کاربری نیز یک وباپلیکیشن (PWA) باشد.
اما پس از شروع کار و با بررسی دقیقتر نیازهای اپلیکیشن (مخصوصاً در بخش پردازش گفتار و یکپارچهسازی با سختافزار)، به این نتیجه رسیدیم که پایتون برای بکاند و فلاتر برای فرانتاند، گزینههای مناسبتری هستند. جالب اینجا بود که این بازنگری اساسی و تصمیمگیری نهایی با مشورت و راهنمایی منتورهای فنی رویداد، در کمتر از نیم ساعت انجام شد. سرعت این تصمیمگیری گروهی و تغییر مسیر، ما را هم غافلگیر کرد و در نهایت هم مسیر درستی بود.
سوال ۱۱: صرف نظر از نتیجه نهایی و کسب رتبه، بزرگترین دستاورد شخصی و تیمی شما از شرکت در این ماراتون چیست؟ (مهارت جدید، ارتباطات، شناخت بهتر از خود)
از نظر شخصی، بزرگترین دستاورد برای من، محک زدن خودم در یک محیط کاملاً متفاوت و پرچالش بود. این رقابت به من کمک کرد دید جامعتر و واقعبینانهتری نسبت به تواناییها و حوزه کاریام پیدا کنم. یادگیری و به کارگیری فوری تکنولوژیهای جدید تحت فشار زمان، یک تجربه فوقالعاده ارزشمند و آموزنده بود.
از جنبه تیمی، تسلط بر هنر تصمیمگیری سریع و مشورتی و هماهنگی برای اجرای فوری آن تصمیمات، دستاورد بزرگی محسوب میشد. این رویداد ظرفیت تیم ما برای انطباق پذیری و حل مسئله متمرکز را به شدت تقویت کرد.
سوال ۱۲: آیا قصد دارید بر روی این ایده و MVP ساختهشده ادامه دهید و آن را به یک محصول کامل و قابل عرضه به بازار تبدیل کنید؟ اگر حمایتی باشد، از چه نوع حامیانی استقبال میکنید؟
در حال حاضر، تمرکز اصلی ما روی تکمیل تحصیلات و تجربههای حرفهایمان است. اما اگر حمایت مناسبی از سوی شتابدهندههای تخصصی در حوزه فینتک یا سلامت و یا سرمایهگذاران آگاه به بازارهای هدف خاص (مانند سالمندان) وجود داشته باشد، قطعاً بازنگری و توسعه این ایده را به عنوان یک مسیر ممکن در آینده بررسی خواهیم کرد.
سوال ۱۳: با توجه به شعارهای این رویداد مانند «تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت»، به نظرت اینگونه ماراتونها تا چه اندازه میتوانند پل ارتباطی میان نخبگان دانشگاهی و فضای کسبوکار باشند؟
این رویدادها یک پل ارتباطی ایدهآل و عملگرا هستند. آنها شرایطی را فراهم میکنند تا نخبگان دانشگاهی و فنی، مستقیماً و در بستری ملموس با نیازهای واقعی صنعت و کسبوکارها روبرو شوند. این تعامل دوطرفه است: از یک طرف، شرکتها با استعدادهای درخشان و ایدههای نو آشنا میشوند و از طرف دیگر، دانشجویان میآموزند که چگونه دانش تئوری خود را برای خلق ارزش عملی و حل مسائل پیچیده به کار گیرند. در نهایت، این ماراتونها میتوانند به جذب استعدادها، انتقال فناوری و شکوفایی نوآوریهای کاربردی در کشور کمک شایانی کنند.
سوال ۱۴: توصیه تو به برنامهنویسان جوانی که ممکن است استعداد کافی داشته باشند اما برای شرکت در چنین رقابتهای فشردهای تردید دارند، چیست؟
توصیه من این است: اگر استعداد دارید، این فرصت را از دست ندهید. چنین رویدادهایی بستری بینظیر هستند تا مهارت خود را در شرایطی واقعی و چالشبرانگیز محک بزنید. علاوه بر دیده شدن استعدادهایتان توسط صنعت، با خط فکرهای مختلف آشنا میشوید، شبکهسازی مؤثری انجام میدهید و مهمتر از همه، تابآوری، توانایی کار تحت فشار و مهارت تصمیمگیری سریع را در خود تقویت میکنید. حتی اگر به نتیجه نهایی نرسید، تجربه و درسی که از این محیط فشرده میگیرید، برای آینده حرفهایتان بسیار ارزشمند خواهد بود. خودتان را به چالش بکشید.
سوال ۱۵ : اگر قرار باشد در یک جمله، تجربه ۶۰ ساعته حضور در سیزدهمین ماراتون برنامهنویسی شریف را خلاصه کنی، آن جمله چیست؟
این رویداد، یک سفر پرمعنا بود که در آن، کشفِ نسخه متفاوتی از خودم، تعامل با تیمهای دیگر و همراهی منتورها، نهتنها نقاط ضعفم را به من نشان داد، بلکه مسیری برای تبدیل آنها به یک تجربه بهیادماندنی و ارزشمند هموار کرد.
گفتوگو با علی بخشی، تصویری زنده از روحیه جسورانه و کنجکاو نسل جدید فناوران کشور را به نمایش گذاشت. تجربه او در ماراتون برنامهنویسی شریف، فراتر از یک رقابت فنی، سفر شخصی برای کشف ظرفیتهای ناشناخته و درسهایی برای زندگی حرفهای بود. ایدهای که او و همتیمیاش پروراندند، نشان میدهد که نوآوری واقعی، از درک عمیق نیازهای انسانی و تلاش برای رفع شکافهای دیجیتالی جامعه سرچشمه میگیرد. به نظر میرسد چنین رویدادهایی، نه تنها پلی مستحکم بین دانشگاه و صنعت میسازند، که کارگاه بزرگی برای ساختن سازندگان فردای دیجیتال ایران هستند.
خبرنگار: طاهره جوکار
انتهای گزارش/
1403/03/22 12:05
1403/03/22 11:56
1403/03/22 11:46
1403/03/22 11:37
1403/03/22 11:34
1403/03/22 10:14
1403/03/22 09:34
1403/03/22 09:32
1403/03/22 08:53