کتاب‌ها، مقالات و مجلات

یادداشت

وقتی جبهه تبیین، خود نیازمند تبیین می‌شود؛/ روایتی از هزارتوی دستگاه‌ها آنجا که صف تبیین در موازی‌کاری گم شده است

در میدان جنگ روایت‌ها، دشمن با انسجام و هدفمندی پیش می‌رود، اما جبهه تبیین، میان انبوهی از نهادها و موازی‌کاری‌ها، هنوز به زبان واحد نرسیده است. این یادداشت، دعوتی است به بازنگری در سازوکارهایی که باید حامل پیام باشند، نه مانع آن.

به گزارش پایگاه خبری علم و فناوری استان سمنان؛ دشمن دیگر با تانک و توپ نمی‌آید. او از صفحه گوشی وارد می‌شود، از تیک‌تاک روایت می‌سازد، از اینستاگرام سبک زندگی می‌فروشد. میدان جنگ دیگر مرز نیست؛ ذهن نسل جوان است.

در این جنگ، به فرموده مقام معظم رهبری، جهاد تبیین نه یک انتخاب، بلکه فریضه قطعی است. اما چرا با وجود این همه ظرفیت در جبهه انقلاب، نخبگان و دلسوزان، جهاد تبیین همچنان در میان انبوهی از نهادها، قرارگاه‌ها و کارگروه‌ها، مظلوم مانده است؟

چرا با وجود قرارگاه‌سازی‌های متعدد تبیین و رسانه‌ای، هنوز ذائقه ذهنی جامعه متاثر از عملیات روانی دشمن است؟

این یادداشت نه یک نقد صرف، بلکه یک بازخوانی راه است؛ راهی که یا باید اصلاح شود، یا دوباره ساخته شود.

کثرتی که قدرت نشد؛ داستان پراکندگی مقدس:

چرا با این‌همه نیرو، بودجه و امکان، هنوز در جریان‌سازی انقلاب موفق نبوده‌ایم؟

پاسخ ساده است: وقتی همه کار می‌کنند، هیچ‌کس کار نمی‌کند.

ده‌ها ستاد، صدها کانال، هزاران صفحه. همه نام جهاد تبیین را یدک می‌کشند،اما در این فضای ایستا، تنها بازتولید نسخه‌هایی مشابه از یک روایت‌اند...

 جشنواره‌هایی با عناوین یکسان، کارگاه‌هایی با محتوای تکراری، سخنرانی‌هایی که گویی از یک نوار پخش می‌شود. و در میان این همه شلوغی مقدس، مخاطب جایی گم شده است. نه از سر نبود پیام، که از ازدحام پیام‌های هم‌شکل.

اینجاست که بی‌سامانی قرارگاه‌های متکثر از یک درد مدیریتی به معضل راهبردی بدل می‌شود: هر نهاد با بودجه‌ای جدا حرکت می‌کند، هر قرارگاهی سودای شبکه‌سازی مستقل دارد، هر کانالی با سویی متفاوت پیش می‌رود، اما هیچ‌کدام نقشه دشمن را درست نمی‌خوانند.

نتیجه؟ خلأ روایت واحد که در آن سبک زندگی از درون می‌لرزد، مقاومت ذهنی سست می‌شود، و دشمن لباس خودی می‌پوشد و از رخنه بی‌بصیرتی وارد می‌شود.

بودجه‌ای که می‌چرخد، اما چیزی نمی‌سازد؛

حالا باید از بودجه صحبت کنیم، تلخ‌تر از قبل:

بودجه قابل توجه هر سال به نام جهاد تبیین هزینه می‌شود. اما چه نتیجه‌ای گرفته‌ایم؟ جلساتی که تشریفاتی است نه تصمیم‌گیرنده، گزارش‌هایی که صفحه می‌آراید نه ذهن می‌آراید، و انباشت محتواهایی که حتی یک‌بار هم دیده نمی‌شود، اما آمار فعالیت را پر می‌کند.

نهادها و قرارگاه‌ها، نه از سر نیاز، که از سر عادت و حق مسلم، سهمی می‌گیرند و در چرخه‌ای بسته، فقط ادامه می‌دهند نه پیش می‌برند.

وقتی می‌پرسی چه کرده‌اید؟، پاسخی نیست: نه یک روایت جریان‌ساز که اینفلوئنسرهای دشمن را خنثی کند، نه یک جوان شبهه‌زدایی‌شده که به یقین رسیده باشد، نه یک کمپین رقیب‌شکن که جریان‌ساز شود. فقط سکوت است. سکوتی که از بی‌ثمری می‌آید نه از کمبود بودجه.

دل انقلابی صادق از این به درد می‌آید: پولی که باید روایت بسازد، در چرخه‌ای خالی می‌چرخد؛ چرخه‌ای که نه دشمن را می‌ترساند، نه دوست را امیدوار می‌کند. فقط تکرار است، فقط شعار است، فقط ادعا.

 یک سؤال ساده: اگر یک استارت‌آپ با این میزان بودجه، صفر خروجی داشته باشد، چند ماه دوام می‌آورد؟

پاسخگویی؛ واژه‌ای که کسی به یاد نمی‌آورد!!

در اقتصاد، کارخانه‌ای که بی‌حاصل بماند، ورشکست می‌شود. در امنیت، فرمانده‌ای که خطا کند، عزل می‌شود. در دفاع، گلوله‌ای که به هدف نخورد، بررسی می‌شود.

اما در تبیین؟ ده‌ها قرارگاه و صدها کانال، سال‌ها بدون خروجی ملموس، بدون سنجش اثربخشی، بدون معیار روشن، همچنان بر صندلی بودجه تکیه زده‌اند.

سه سؤال ساده برای مدعیان تبیین:

 چند شبهه واقعی را پاسخ داده‌اید؟ (نه در جلسه بسته و ایتا، بلکه در فضای عمومی)  

چند روایت دشمن را خنثی کرده‌اید؟ (با مستندات، نه با ادعا)  

 چند ذهن جوان را از تردید به یقین رساندید؟ (با پیگیری، نه با حدس)

پاسخ این سؤالات، سکوت است. چرا؟ چون نه مرجع مشخصی برای ارزیابی وجود دارد، نه ناظر مستقلی برای سنجش، نه معیار روشنی برای موفقیت.

در این خلأ، مرز مسئولیت محو می‌شود و معیار موفقیت، گزارش‌هایی می‌شود که کسی باورشان ندارد.

جهاد تبیین نه یک پروژه است، نه یک برنامه؛ یک گفتمان است. اما گفتمان بدون ساختار، در هزارتوهای بی‌ثمر گم می‌شود.

دشمن متحد است، استراتژی مشخص دارد و هر دلار را با هدف می‌گذارد، اما ما در میان ده‌ها ستاد پراکنده، صدها کانال بی‌هدف و هزاران محتوای تکراری، یکدیگر را خنثی می‌کنیم.

ما امروز به این‌ها نیاز داریم: 

وحدت راهبردی، خروجی مشخص، پاسخگویی عمومی، مدیریت شایسته و بدون رابطه. اگر این‌ها محقق شود، تکثر به توانمندی تبدیل می‌شود، تنوع به تأثیر می‌رسد و جهاد تبیین از شعار زیبا به گفتمان غالب بدل می‌گردد.

یادداشت: حسن عرفانیان

https://stnews.ir/short/NE2Mn
اخبار مرتبط

به همت انتشارات جهاد دانشگاهی استان اردبیل

انتشار دو کتاب در حوزه علوم پایه

1403/03/19 21:46

نگاهی به پرخواننده‌ترین کتاب‌های علمی؛

پر فروش‌ترین کتاب‌های علمی کدامند؟

1403/03/19 10:42

رییس موسسه ISC عنوان کرد:

ایران ۲ درصد تولید علم جهان را دارد

1403/03/13 13:08

وزیر علوم در شورای راهبری موسسه ISC مطرح کرد:

ایجاد بستر تشویقی برای انتشار مقالات علوم انسانی ایرانی در دنیا

1403/03/13 13:04

تبادل نظر
نام:
ایمیل: ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد کنید
نظر: