علم و فناوری گزارش می دهد:

توران میرهادی، ۶۰سال مادری برای ادبیات کودکان ایران

به بررسی زندگینامه توران میر هادی مادر ادبیات کودک و نوجوان ایران و استاد برجسته ادبیات کودکان ایران می پردازیم.

سیده توران میرهادی (خمارلو)در ۲۶خرداد سال ۱۳۰۶ در خانواده ای فرهیخته از پدری ایرانی به نام سید فضل الله که ریشه و تبار تفرشی داشت و مادری آلمانی به نام گرتا دیتریش در شمیران به دنیا آمد.

دارای دکتری روان شناسی از فرانسه و عضو هیئت علمی آموزش ضمن خدمت آموزش و پرورش می باشد.استاد ادبیات کودکان، نویسنده وآموزشگر، کارشناس ادبیات کودکان، از پایه گذاران شورای کتاب کودک،  متخصص آموزش و پرورش و یکی از شخصیت های برجسته فرهنگی است که بیش از 60سال در گستره آموزش و پرورش، فرهنگ  و ادبیات کودکان کوشیده و در این روند یکی از چهره های تاثیرگذار سده کنونی ایران بوده است.

 

پدرش سید فضل الله در رشته مهندسی مکانیک ماشین آلات و راه و ساختمان در آلمان درس خوانده بود و یکی از فن سالار‌های برجسته‌ی ایران در زمان رضاخان پهلوی بود که در پروژه‌ی ساخت راه آهن سراسری ایران نقش پررنگی را ایفا کرد. در آلمان با همسرش آشنا و ازدواج کرده و بعد از 13سال اقامت در آنجا و گذراندن دوران سخت جنگ جهاني اول در سال 1299 با هم به ایران آمدند.

 

مادرش گرتا دیتریش اهل آلمان و دانش‌آموخته آموزش هنر از دانشگاه مونیخ بود که نقاشی و مجسمه‌سازی می‌کرد. او در سال 1299 از آلمان به ايران آمد و نیم قرن در ایران زندگی کرد.وی پس از مدتی زندگی در ایران، افزون بر خانه‌داری در هنرستان کمال الملک به کار پرداخت و به هنرجویان مبانی هنر و مجسمه‌سازی آموزش می‌داد.

توران میرهادی از هنگام کودکی با دو فرهنگ آلمانی و ایرانی زیست. مادرش شعرها ، ترانه‌ها و قصه‌های کودکان آلمانی را برای او می‌خواند. گیس سفید خانه نیز برایش متل‌ها و قصه‌های ایرانی را باز می‌گفت. مادر توران دوستدار فرهنگ و ادبیات ایران بود و برای آشنایی فرزندان خود با ادبیات فارسی نشست‌هایی با شاعران و نویسندگان برگزار می‌کرد. توران افزون بر آموزش زبان و ادبیات فارسی، از مادر زبان آلمانی را نیز فراگرفت. او پس از یادگیری زبان آلمانی به فرا گرفتن زبان‌های فرانسه و انگلیسی پرداخت زیرا معتقد بود هر زباني دروازه اي است بر فرهنگ غني كشورهاي ديگر. مادر پایه‌های هنر نقاشی را نیز به فرزندانش آموخت. میرهادی افزون بر نقاشی با موسیقی و ورزش‌های گوناگون نیز آشنایی داشت.

بزرگترين خواهر توران ، ايراندخت ميرهادي پزشك معروف ايراني بود.

 

مسیر ناهموار علم آموزی و آشنایی با دانشمندان بزرگ جهان

توران میرهادی از ابتدای کودکی اش بسیار برای علم مشتاق بود،با وجود آنکه دیگر اعضای خانواده پزشکی می خواندند اما میرهادی از همان ابتدا علاقه‌ای به این رشته نداشت. او آموزش و تجربه‌اندوزی خود را در سال 1311 شمسی در مدرسه‌ی آلیانس تهران آغاز کرد و بعد از آن به مدرسه‌ی سرچشمه‌ی تهران رفت و تحصیلات ابتدایی خود را در آن جا به پایان رساند.

او مقطع تحصيلي دبيرستان را در سال 1324 به پايان رساند.از آنجايي كه خانم مير هادي به علوم و به ويژه زيست شناسي علاقمند بود ، در دانشكده علوم طبیعی در رشته زیست شناسی دانشگاه تهران پذیرفته شد.

در آن زمان، مبارزه با بی‌سوادی در ایران تازه آغاز شده بود و آموزگاران برجسته‌ای همچون جبار باغچه‌بان و محمد باقر هوشیار،‌ جوانان را به کار سوادآموزی فرا می‌خواندند.

در همین دوره او نخست با جبار باغچه‌بان(بنیانگذار نخستین کودکستان و نخستین مدرسه ناشنوایان ایران در تبریز) که طرح سوادآموزی بزرگسالان را پیش می‌برد، آشنا شد. حضور در کنار جبار باغچه‌بان به او اهمیت آموزش سواد پایه را یادآوری کرد.

در کنار این کار او به عنوان دانشجوی آزاد به کلاس‌های درس محمدباقر هوشیار (پژوهشگر حوزه علوم تربیتی و فلسفه، بنیانگذار رشته علوم تربیتی)در دانشکده ادبیات می‌رفت که علوم تربیتی و اصول آموزش و پرورش درس می‌داد. او از آن ها روش سوادآموزی را فرا گرفت و با مقوله آموزش و پرورش آشنایی یافت.

خانم ميرهادي متاثر از فلسفه و ارزش ها و چگونگي ارتقاي انساني از مرحله غريزي به مرحله عرفاني تصمیم به ادامه تحصيل در رشته روانشناسي و تعليم و تربيت پيش دبستاني را گرفت البته پدرش تمایلی به عزیمت او به اروپا برای تحصیل نداشت .

نخست قصد رفتن به سوئد را داشت، اما در نهایت در پاییز ۱۳۲۵ وارد پاریس شد و در دانشگاه سوربن به مطالعه ی رشته ی روانشناسی تربیتی و همزمان در رشته آموزش پیش از دبستان و ابتدایی در کالج «سووینه» پاریس درس خواند.

در این هنگام از پایان جنگ جهانی دوم یک سال گذشته بود و اروپا ویرانه‌ای شده بود که از داغ جنگ و گرسنگی می‌سوخت. اراده توران برای آموختن سبب شد که این دشواری‌ها مانعی در راه هدف او نشود. خود را با وضعیت ناگوار پس از جنگ در اروپا سازگار کرد. با جیره خوراک روزها را سپری می کرد و حتی در پروژه‌های بازسازی بخش‌های گوناگون اروپا که با همیاری دانشجویان اجرا می‌شد مشارکت می‌کرد. این سفرها و دیدن چهره اروپا پس از این جنگ ویرانگر چنان تأثیر عمیقی بر او گذاشت که از همان هنگام به نقش آموزش و پرورش در پاسداری از ارزش‌های انسانی یا ویران کردن آن پی برد.

 در این دوره او نخست رشته ی روانشناسی تربیتی را در دانشگاه سوربن (یکی از اولین دانشگاه ها در جهان) به پایان رساند و پس از آن رشته ی آموزش پیش دبستانی را در کالج سوونیه ادامه داد.

 شانس بزرگ او در این دوره این بود که توانست در کلاس‌های درس هنری والون(روانشناس فرانسوی) که با ژان پیاژه (روانشناس و زیست شناس)دو غول روان‌شناسی و شناخت‌شناسی کودک در سده ی بیستم بودند، حضور یابد. موضوع نظریه‌های رشد هنری والون و ژان پیاژه در این دوره حتی در اروپا تازه بود و میرهادی فرصتی نادر داشت که این دیدگاه‌ها را بیاموزد و در ایران به کار بندد.

 در همین دوره بود که او در جریان آموزش‌های خود با آموزشگران بزرگ اروپا و آمریکا همچون فریدریش فروبل، هاینریش پستالوزی، اوید دکرولی، جان دیوئی، سلستین فرنه و ماریا مونته سوری آشنا شد. در میان این استادان او بیش از دیگران به روش و رویکرد اوید دکرولی پزشک و آموزشگر بلژیکی گرایش نشان داد. همچنین در شیوه ی اداره مدرسه وابسته به نظریه‌های سلستین فرنه بود.

 

بازگشت از اروپا در شرایط بحرانی ایران

توران میرهادی پنج سال بعد، در زمستان سال  1330 به ایران برگشت. در آن هنگام ایران خود در کشمکش نیروهای سیاسی و کشورهای قدرتمند جهانی گرفتار آمده بود. فضا برای فعالیت‌های فرهنگی مناسب نبود.نخستین کار او در این دوره حضور در کودکستان بهار و انتقال دانش و تجربه‌هایی بود که در اروپا آموخته و از آن سرشار بود. پس از چندی نیز در دبیرستان نوربخش که زمانی در آن درس خوانده بود، به کار آموزش زبان فرانسه پرداخت. اما این‌ها او را راضی نمی‌کرد. در این سال‌ها او مانند بسیاری از جوانان روشنفکر ایرانی که شیفته و نگران سرنوشت ایران بودند خود را درگیر جنبش ملی شدن نفت و پیامدهای آن کرده بود.

 

ازدواج

 در سال ۱۳۳۱ این فعالیت‌ها او را با جوانی به نام سرگرد جعفر وکیلی آشنا کرد. این آشنایی به ازدواج انجامید، اما پس از کودتای نفتی سال ۱۳۳۲ با اعدام این افسر جوان رشته ی زندگی مشترکشان گسسته شد. میوه  این زندگی پسری به نام پیروز وکیلی (دکتری ریاضی کاربردی )است.

توران میرهادی در سال 1335 با محسن خمارلو ازدواج كرد. ماحصل آن، دو فرزند پسر به نام هاي كاوه خمارلو (1336)، دلاور خمارلو (1345 - مهندس برق ) و يك فرزند دختر به نام پندار خمارلو (مير فخرايي) در سال 1340 بود.همسر وي در سال 1358 دار فاني را وداع گفت.

 

فعالیت در عرصه آموزش و پرورش

فعالیت متمرکز میرهادی در عرصه آموزش و پرورش از سال 1334 با پایه‌گذاری کودکستان فرهاد آغاز شد. پدر و مادرش پشتیبان‌های بزرگ او در این کار بودند. پدر خانه خالی اش را به عنوان محل کودکستان در اختیار او گذاشت و افزارهای آموزشی(اسباب،وسایل، نیمکت و...) را برای او ساخت. مادر هم با گرفتن پروانه کودکستان به یاری او شتافت. بزرگترین دستاورد آموزشهایی که میرهادی تا به آن موقع دیده بود ، دستیابی به نگرشی نو به آموزش و پرورش کودکان بود که با همین نگرش به کار در کودکستان و زبان آموزی پرداخت. طولی نکشید که روش کار میرهادی با استقبال والدین ایرانی روبه رو شد و او توانست از سال 1336 دبستان فرهاد را در کنار کودکستان پایه گذاری کند. از این دوره به بعد همسرش، همکار و همراه همیشگی او در اداره کودکستان و دبستان شد. مدرسه راهنمایی فرهاد نیز از سال 1350 کارش را آغاز کرد. در بیشتر سال‌های دهه ی 40 و 50 مدرسه فرهاد به واحد تجربی تعلیمات عمومی تبدیل شد و پیشرفته‌ترین دیدگاه‌های درون آموزش و پرورش ایران نخست در این مجتمع بررسی و تجربه و در صورت کسب اعتبار در نظام آموزش و پرورش جاری می‌شد.

 

کتابهای صلح طلبانه دوران کودکی مسیر زندگی را مشخص کرد

علت گرایش به ادبیات کودکان را میرهادی علاقه ای بیان می کند که از کودکی در خانواده پیدا کرده است.دو کتاب به زبان آلمانی به نام (فیدل استارماتس و مایا، دختر گریزان از کندو) داستان‌هایی هستند که برای یک عمر روی او تأثیر گذاشتند. داستان اول که سرگذشت پسرکی در جنگ جهانی اول است در او روحیه صلح طلبی و ضد جنگ را پدید آورد و داستان دوم انگیزه‌های کار برای جامعه را در او کاشت. در کنار این‌ها خدمتکاران خانه برای او افسانه‌ها و ترانه‌های عامیانه می‌گفتند که همواره منبعی سرشار از لذت و آگاهی را برای او می‌ساختند. میرهادی خود براین باور بود گروهی که به همراه او ادبیات کودکان را در ایران گسترش دادند، همگی در خانواده‌هایی رشد کرده اند که کتاب‌هایی برای کودکان وجود داشته است.

توران میرهادی زمانی که در فرانسه مشغول فراگیری علم بود ادبیات کودکان را از جنبه علمی و اجتماعی کامل شناخت. در چارچوب نظام آموزشی فرانسه به نقش بدون جانشین ادبیات و هنر کودکان در رشد اجتماعی و فرهنگی کودکان پی برد و هنگامی که به ایران بازگشت تمامی تجربیات کسب کرده را با لیلی ایمن(موسس شورای کتاب کودک در سال 1341) دوست دوران نوجوانی خود در میان گذاشت.پس از آن از سال ۱۳۳۲ این دو در کنار آذر رهنما که مجله سپیده فردا را منتشر می‌کرد قرار گرفتند و نتیجه کارشان این بود که در سال ۱۳۳۵ نخستین نمایشگاه کتاب کودک را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار کردند. این نمایشگاه از آن جهت اهمیت داشت که موضوع کمبود کتاب کودک و کتابخانه‌های ویژه کودکان را به جامعه فرهنگی آن روزگار یادآوری کرد. پس از این کار جنبشی در گسترش ادبیات کودکان راه افتاد که تا زمان پایه‌گذاری شورای کتاب کودک در سال ۱۳۴۱ به‌طور غیررسمی و پراکنده ادامه یافت.راه اندازی شورای کتاب کودک در ایران به معنای رسمیت یافتن نهاد ادبیات کودکان در ایران بود. از هنگام پایه‌گذاری این نهاد تاکنون که نیم سده از این رخداد می‌گذرد، توران میرهادی نقش برجسته‌ای را در هدایت و راهبری ادبیات کودکان ایران در عرصه ملی و بین‌المللی داشته‌است. تسلط او به زبان‌های آلمانی، فرانسه و انگلیسی همواره از او چهره‌ای بین المللی ساخته است. توران میرهادی در سال‌های 1976 و 1978 و 1986 و 1988 در کنگره‌های بین‌المللی ادبیات کودکان و هیئت داوری جایزه هانس کریستین آندرسن مشارکت داشته‌است.

 

از پایه گذاران نظام نهاد کودکی در ایران

شکل‌گیری نظام نهاد کودکی در ایران مانند همه کشورها فرایندی پیچیده و تودرتو را پیموده‌ است. از دهه 1330 چندین عامل موازی به شکل‌گیری شتابان این نظام نهادین کمک کرد. نخست گسترش جامعه شهری ایران نسبت به جمعیت روستایی بود. در کنار آن یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل) پس از جنگ جهانی دوم برای کمک به کودکان جنگ زده پایه گذاری شده بود و با دور شدن از سال های جنگ، بهداشت و آموزش عمومی کودکان را هدف گرفت. نقشی که یونیسف در این زمینه در ایران برعهده گرفته بود، زمینه‌های تحول در درک از نهاد کودکی در جامعه فرهنگی و طبقات میانه جامعه بود. همین دگرگونی‌ها سبب شد گروه‌های دانشگاهی و دانش‌آموختگان ایرانی در عرصه‌های گوناگون علوم زیستی و انسانی عوامل لازم برای استقرار و تثبیت نظام نهاد کودکی را در ایران پیدا کنند.

در ایران هسته های اولیه این نظام از دوره مشروطه و با کوشش کوشندگان فرهنگ کودک در عرصه‌های گوناگون بهداشت کودکی، آموزش و پرورش، حقوق کودک، ادبیات کودکان، زیست افزارهای کودکی آغاز شد و در عصر پهلوی اول با کوشش‌های بعدی کسانی مانند جبار باغچه‌بان، محمدباقر هوشیار و نام‌های بسیار دیگر در عرصه پزشکی و بهداشت و به ویژه جنبش زنان شکل اولیه خود را به دست آورد.

توران میرهادی در کنار لیلی ایمن، معصومه سهراب، توران اشتیاقی و بسیاری کسان دیگر که اکثراً از زنان دانش‌آموخته و فرهنگی جامعه ایران بودند، گام به گام شالوده‌های نظام نهاد کودکی را می‌ریختند و پیش می‌بردند. این گروه در عرصه آموزش و پرورش در نقش مشاوران برجسته، به تحول نظام آموزشی کمک می‌رساندند. در عرصه ادبیات کودکان، ناشران بزرگ را تشویق به انتشار کتاب‌های کودکان می‌کردند.

 

راه اندازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

سرانجام در گفت و گو و مشاوره با دولت طرح راه‌اندازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را که یکی از برجسته‌ترین و کاراترین نهادهای فرهنگی دوره پهلوی دوم بود، به تصویب رساندند. در عرصه آموزش کودکان روستایی با پایه‌گذاری سپاه دانش به آموزشیاران این نهاد آموزش و مشاوره می‌دادند و با فراگیر شدن آموزش ابتدایی و راه‌اندازی نشریه های پیک که شامل پیک دانش آموز، پیک معلم و پیک خانواده بود توانستند محتوای آموزشی را با فعالیت‌های خلاق و فرهنگی پیوند دهند. همچنین این گروه با کار در نشریه‌های سرتاسری مانند روزنامه‌ها و مجله‌ها و رسانه‌های عمومی مانند رادیو و تلویزیون توانستند اندیشه تغییر نگاه به کودکان را در جامعه بزرگسالان جا بیاندازند. تغییر نگاه بزرگسالان به کودکان سبب شد که نیازهای آن‌ها مانند بازی و سرگرمی و ورزش و همچنین زیست افزارهای ویژه کودکی به رسمیت شناخته شود و در این زمینه بازار گسترده اقتصادی ایجاد شود. همچنین فعالیت گسترده حقوقدانانی مانند مهرانگیز منوچهریان از چند دهه پیش‌تر و تاج زمان دانش در همین دوره سبب شد که در دهه 40 دادگاه اطفال به جای دادگاه های عمومی و کانون اصلاح و تربیت به جای زندان‌های عمومی و پرورشگاه‌ها به جای بنگاه صغار بنشیند. چنین بود که از نیمه‌های دهه 40 به بعد با این کوشش‌ها جامعه ایران اندک‌اندک نگاهش را به کودکان و نیازهای آنان تغییر داد.

 

مسئولیت ها

استاد ادبیات کودکان، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش وهمچنین یکی از شخصیت های برجسته فرهنگی ایران محسوب می شود. میرهادی بیش از شصت سال در گستره آموزش و پرورش ودر خدمت فرهنگ و ادبیات کودکان کوشید و در این راه یکی از چهره‌های تأثیرگذار سده کنونی ایران است.

توران میرهادی به همراه لیلی ایمن یکی از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک است. و از سال ۱۳۵۸ سرپرستی تدوین و تألیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را نیز برعهده داشته‌است. میرهادی را «مادر ادبیات کودک و نوجوان در ایران» خوانده‌اند. تا اواخر عمرش سرپرستی تدوین و تألیف فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان را هم برعهده داشت. چنان که خودش می گوید: « طی بیش از نیم قرن گذشته در سه زمینه کار کرده ام: آموزش و پرورش، ادبیات کودکان و کتاب مرجع اختصاصی کودکان و نوجوانان یعنی فرهنگنامه. در هر سه زمینه گرچه به ابعاد جهانی کار نیز نظر داشته ام ولی هدف اصلی من خدمت به کودکان و نوجوانان این سرزمین بوده و هست ... من معتقدم که جمع کار را پیش می برد نه فرد. فرد می تواند نقش هماهنگ کننده داشته باشد. بنابراین در هر سه زمینه تنها نکته ای که بتوانم به حساب خودم بگذارم، پیدا کردن راهکارهای ثمربخش گروهی بود ... کار گروهی برای من بسیار شیرین، بسیار آموزنده و بسیار برانگیزاننده است.»

میرهادی در کلاس‌های تربیت مربی کودک در شهرهای مشهد، تبریز، رشت و تهران درس می‌داد و با «اداره مطالعات و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش» و «سازمان کتاب‌های درسی» در زمینه آزمایش کتاب‌های درسی نو در مدرسه فرهاد و تدوین کتاب‌های درسی و برنامه ریزی درسی دوره ابتدایی همکاری داشت. با یاری مجله «سپیده فردا» و با شرکت فعال توران میرهادی، سه نمایشگاه از کتاب‌های کودکان در سال‌های ۱۳۳۵، ۱۳۳۷ و ۱۳۳۹ برگزار شد. در پی برگزاری این نمایشگاه‌ها شورای کتاب کودک با تلاش توران میرهادی و همفکران او، برای گسترش و پیشبرد هرچه بیشتر امر ادبیات کودکان در سال ۱۳۴۱  تاسیس شد.

 

مجتمع آموزشی فرهاد به یاد برادر

تاسیس مدرسه فرهاد مربوط به زمانی است که توران میرهادی شوهرش سرهنگ جعفر وکیلی را در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی از دست داده بود، وضعیت روحی مناسبی نداشت به همین دلیل پدرش، او را تشویق به راه اندازی کودکستان کرد. توران میرهادی به همراه همسر دومش کودکستان را در مهر ۱۳۳۴ خورشیدی به نام برادر مرحومش فرهاد ، تاسیس و کار را به عنوان مدیر و مربی کودکستان با همیاری فخری گلستان آغاز کرد تا به قول خودش در این فرصت، پاسخ پرسش بزرگ زندگی خود و شاید زمانه را بیابد که چگونه می شود، کودکان را بزرگ و تربیت کرد که انسان هایی اسیر بار نیایند، آزاده باشند و به خرد، اندیشه و دانش خود تکیه کنند و پله پله از نردبان انسانیت بالا بروند. اینگونه می گوید که ما در واقع، خود را مدرسه ای تجربی می دانستیم و می کوشیدیم، راه های کاربست آموزش و پرورش شایسته انسان را بیابیم. از کارهای کوچک آغاز کردیم و آرام آرام به کارهای بزرگ تر دست زدیم.

به این ترتیب میرهادی در این زمینه، گام به گام به شیوه های گوناگون مانند نوشتن مقاله، شرکت در دوره های کارآموزی و ارایه تجربه ها، شرکت در برنامه ریزی های درسی، تدریس در دانشگاه ها، شرکت در همایش ها و گفت و گو با مسئولان و نوشتن برخی کتاب های درسی و ... روی آورد. آنگاه برآیند مطالعات خود را در دسترس جامعه و آموزش و پرورش ایران قرار داد.

میرهادی پس از آن در ۱۳۳۶ خورشیدی دبستان فرهاد و در ۱۳۵۰ خورشیدی مدرسه راهنمایی و دبیرستان فرهاد را به وجود آورد و آنها را در ۱۳۵۶ خورشیدی به مجتمع آموزشی فرهاد در خیابان سهروردی تهران تبدیل کرد؛ این مجتمع بزرگ فرهنگی با بیش از 1200 دانش آموز در رده های گوناگون آموزشی در ۱۳۵۹ خورشیدی برای همیشه تعطیل شد.

این مجتمع یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگووار ایران بود که هدف و کارکردهای آموزش و پرورش مدرن در آن تجربه و ارزیابی می‌شد و انسان هایی با همت والا در آن درس زندگی آموختند.

کتاب «جستجو در راه‌ها و روش‌های تربیت» گردآمده‌ای از تجربه‌های او در طول ۲۵ سال سرپرستی مدرسه ی فرهاد است.

 

اداره کردن شورایی مدرسه

مدرسه فرهاد به دلیل نوع نگاه میرهادی به آموزش و پرورش، شورایی اداره می شد؛ یعنی او معتقد بود که باید تمام افراد مدرسه در آن مشارکت داشته باشند به گونه ای که تصمیم‌گیری ها جمعی بود.

در این ‌مدرسه‌ بر برنامه‌ درسی، تاثیر ارزش‌های مدرسه، تعیین افراد مناسب برای اداره‌ کلاس‌ها و دیگر مسئولیت‌ها تأکید می‌شد. به‌طوری که معلمان ‌مدرسه‌ در پویایی، سادگی، اعتقاد به مدیریت ، تغییر و اهمیت دادن به ارزش‌ها با توران میرهادی همکاری و مشارکت تام داشتند. او به منزله‌ یک رهبر آموزشی، تیم سازی را بخشی از شیوه‌ مشارکتی و دموکراتیک می‌دانست و به کار گروهی و نقش‌های گروهی اعتقاد داشت، بنابراین مدیران شایسته به‌طور خودجوش از مهارت‌های مدیریتی برخوردار می شدند و توران میرهادی نیز به‌طور هوشمندانه این روش‌های تئوریک و تجربی را به کار می‌بست.

در این مدرسه شورای مربیان برای مسایل پیش از دبستان ، شورای آموزگاران برای امور دبستان و شورای دبیران راجع به مشکلات مدرسه راهنمایی تصمیم گیری می کردند. این افراد برنامه سالیانه شان را به توران میرهادی می دادند و او می دانست که کدام کلاس ها به چه امکاناتی نیاز دارد.

 

مدیریت مدرسه

در مدرسه فرهاد دانش آموزان درباره اداره آن تصمیم گیری می کردند؛ دانش‌آموزان هر مقطع تحصیلی سه نماینده برای هر ماه و ۲ نماینده برای یک سال انتخاب می‌کردند. نماینده‌هایی که برای یک سال انتخاب می‌شدند، وظیفه قانونگذاری داشتند و دیگر نماینده‌ها نیز وظیفه اداره مدرسه را برعهده داشتند. نماینده‌هایی که برای یک ماه انتخاب می‌شدند در پایان ماه تغییر می‌کردند و به این ترتیب تمام دانش‌آموزان در اداره مدرسه سهیم بودند. برای نمونه یکی از قوانینی که دانش آموزان وضع کرده بودند این بود که هیچ معلمی حق نداشت، دانش‌آموزی را از کلاس بیرون کند و حق تنبیه نیز نداشت. نمره شرط و ملاک قبولی نبود و اگر دانش‌آموزی در یکی از درس‌ها ضعیف بود، وظیفه نماینده‌ها و دیگر دانش‌آموزان بود که ضعف او را برطرف کنند تا همگام با دیگر دانش آموزان در درس پیشرفت کند.

همچنین نماینده‌های دانش آموزان مشخص می‌کردند که معلمان چه تکالیفی به بچه‌ها بدهند تا باعث پیشرفت آنها شود. برنامه‌های گردش علمی با آنها بود و پس از این گردش دانش‌آموزان با کمک یکدیگر یک کتاب درباره این سفر می‌نوشتند. وجود کتابخانه فعال به‌ عنوان قلب مدرسه در روند آموزش نقش اساسی داشت.

 

معلمان مدرسه

تعدادی از معلم ها را آموزش و پرورش به مدرسه فرهاد می فرستاد و تعدادی را هم خود میرهادی از افرادی که صلاحیت داشتند، خواهش می کرد که با آنها همکاری کنند. البته حقوق معلم ها هیچ وقت کفایت زندگی شان را نمی کرد.میرهادی درباره معلمانی که خودش می آورد، می گوید: lمن با هر معلم جديدي معمولاً مصاحبه اي مي كردم و مي گفتم كه ما يك مدرسه غيردولتي هستيم و حداقل شهريه را مي گيريم.يعني نمي توانيد انتظار حقوق اضافه از ما داشته باشيد ولي كار خيلي داريم، اگر اهل كار هستيد، بمانيد.اگر اهل زندگي اين چنيني هستيد، بمانيد، ببينيد اين زندگي من است.اما اگر فكر مي كنيد جاي بهتري مي توانيد باشيد كه حقوق بيش تري به شما مي دهند،‌هيچكس مانع شما نيست.بعضي ها قبول مي كردند و بعضي ها نه.ولي كساني كه يك سال با ما كار مي كردند همراه ما مي ماندند.علتش هم اين بود كه سيستم اداره مدرسه به صورت هرمي نبود.كسي دستور نمي داد.تصميمات به صورت جمعي گرفته مي شد، من مجري بودم و امكان اجرايي شدن آن تصميمات را فراهم مي كردم.

 

اخلاق در مدرسه

اخلاق یکی از مسایل مهمی بود که میرهادی در مدرسه خود به آن اهتمام جدی داشت. به گونه ای که بر تلاش مداوم در جهت یادگیری و توسعه‌ مدرسه با نگاهی بدون تبعیض تمرکز می کردند؛ به همین دلیل نیز تلاش می شد تا محیطی ایجاد شود که معلم و دانش‌آموز در آن احساس امنیت کنند. این روش مدیریتی احساس توانمندی و کارایی را به افراد می‌داد و به همین دلیل آموزگاران، کارکنان و دانش آموزان علاقه‌مندی بیشتری نشان می دادند. این توجه به اخلاق باعث می شد تا همه‌ دست‌اندرکاران مدرسه به مثابه یک سازمان یادگیرنده عمل کنند و مدرسه به محیطی برای پویش دانش‌آموزان و کارکنان تبدیل شده بود.

 

یادگیری مهارت های اجتماعی

یکی دیگر از مباحثی که توران میرهادی در مدرسه فرهاد به آن توجه خاصی داشت، یادگیری مهارت های اجتماعی بود. به همین دلیل در این مدرسه‌ آشنایی با مشاغل محلی اطراف مدرسه مانند نانوایی، کفاشی و بقالی از اصول مهارت‌آموزی بود. همچنین به احساسات دیگران و تک تک دانش‌آموزان توجه خاصی می شد.

تشویق کودکان به کمک کردن به دیگران در روزهای بارانی و برفی، کمک کودکان بزرگتر به کودکان سال‌های پایین‌تر و کمک‌های درسی بچه‌ها به یکدیگر از دیگر مهارت‌های اجتماعی مطلوب در ‌مدرسه‌ بود. رعایت حقوق دیگران، احترام به همه، بی غرضی و بی تعصبی که در تمامی فعالیت‌های توران میرهادی در مدرسه به چشم می‌خورد، این را یادآوری می‌کرد که رفتار درست چنین است.

به علاوه برای رشد مهارت‌های اجتماعی در مدرسه به دیدن، شنیدن و اندیشیدن امکانات و منابع گوناگون مورد نیاز بود. به همین دلیل دانش آموزان به خواندن کتاب و مجله‌ها مانند مجله‌های پیک نیز تشویق می‌شدند.

همچنین گردش‌های علمی، پخش فیلم، تهیه‌ روزنامه‌ دیواری، تشویق به شعر خوانی و خواندن کتاب، اهمیت به هنرهایی مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، کاردستی، کولاژ، اجرای نمایش، کتاب‌خوانی، ورزش و بازی‌های گروهی از دیگر فعالیت‌های مدرسه فرهاد بود.

 

قوانین مدرسه

مدرسه فرهاد تابع قانون هایی بود که خود شاگردان آن پی ریخته بودند. آنها در مهرماه هر سال، نمایندگان خود را از هر کلاسی که بودند، انتخاب می کردند و گروه نمایندگان، قوانین مدرسه را مانند بهداشت همگانی، روش های آموزشی، رفتارهای دانش آموزان و ... را تنظیم و برای بررسی و تصویب نهایی به شورای آموزگاران می دادند. این مصوبه ها سرانجام به چاپ می رسید و برای پدران و مادران دانش آموزان نیز فرستاده می شد.

همچنین مدرسه یک گروه فرهنگی داشت که شیوه اداره آن به این صورت بود که هر یک از کلاس های این گروه فرهنگی در هر ماه، سه نماینده انتخاب می کردند و اداره مدرسه در هر روز به نمایندگان یکی از کلاس ها سپرده می شد.

 

رقابت، کیفیت را کم می کند!

در این مدرسه کتابخانه بسیار مهم بود و کتاب غیردرسی رابط آموزگار و دانش آموز محسوب می‌شد. به این ترتیب توران میرهادی سعی داشت، تفکر علمی را در نسل کودکان و نوجوانان و همچنین در جامعه تثبیت کند. برای ایجاد عادت و علاقه به مطالعه در کودکان، هفته‌ای یک ساعت برنامه کتابخوانی در مدرسه برگزار می‌شد. میرهادی درباره سیستم آموزشی این مدرسه می‌گوید: ويژگي اصلي مدرسه فرهاد رقابتي نبودن آن بود، در آن مدرسه رقابت،‌جايزه و رتبه بندي وجود نداشت و هر كسي با توانايي هاي خودش سنجيده مي شد و اگر شاگردان مدرسه فرهاد به درجات والا رسيدند به اين دليل بود كه خودشان شدند.رقابت،‌مدارس ما را از كيفيت مي اندازد ولي امروز تمام طرح هاي آموزش و پرورش به طرح هاي رقابتي بدل شده است.بياييد اين رقابت را به همكاري،‌همياري و مشاركت بدل كنيم تا فرزندان ما بتوانند به حداكثر توانايي هاي خود برسند و احساس آرامش بكنند.

 

طرح پژوهشی کاد

یکی از طرح هایی که در مدرسه فرهاد اجرا می شد، طرح کاد بود؛ طرحی پژوهشی که به دانش آموزان دبیرستانی فرصت می داد با گستره های کاری آشنا شوند و خود را برای گزینش رشته تحصیلی آینده شان آزمایش کنند. این طرح دانش آموزان را با تفکر علمی یعنی یافتن پرسش اصلی، ساختن فرضیه، مطالعه، آزمایش، جست و جو و رسیدن به پاسخ آشنا می کرد اما نظام اداری آموزش و پرورش برای طرح کاد، مقرراتی سخت و انعطاف ناپذیر در نظر گرفت که به نابودی آن انجامید. به این صورت که برای این طرح مسابقه و جایزه منطقه ای و کشوری گذاشت و اصالت کار و انگیزه واقعی پژوهش را تخریب کرد.

 

دانش آموختگان مدرسه

پریسا پهلوان از دانش‌آموختگان مدرسه فرهاد است که کتابی با عنوان شیوه‌ مدیریتی تـوران میـرهـادی در مدرسه‌ فرهاد با رویکرد اخلاقی و اجـتماعی به رشته تحریر درآورده است. پهلوان دکتری مدیریت خدمات بهداشت‌ و درمان دارد و موسس و مدیر گالری ویستا است.

سوزان حبیب دیگر دانش آموخته مدرسه فرهاد، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تفرش و مدرس سابق دانشگاه هنر است. وی کتاب در جستجوی انسان وارسته امروز را در مصاحبه هایی که با توران میرهادی داشته به چاپ رسانده است.

پندار خمارلو دختر توران میرهادی نیز در مدرسه فرهاد تحصیل کرده است. او درباره خاطرات دوران کودکی اش در این مدرسه می گوید: يك روز در كلاس دوم راهنمايي زماني كه مادر امتحان علوم اجتماعي مي گرفت، سوالات را به دانش آموزان داد و از كلاس خارج شد،‌چند نفر دنبال مادر رفتند كه چرا كسي را بالاي سر ما نمي گذاريد؟ اما مادر گفت كه نيازي به مراقب نيست.ديگر كلاس پر از همهمه دانش آموزان شد.براي پيدا كردن پاسخ سوالات كتاب ها را باز كردند و با خرد جمعي به نتيجه رسيدند. وقتي همه ورق هاي خود را كه به يك صورت پاسخ داده شده بود به ميرهادي دادند،‌او گفت هدفم همين بود، تا با هم فكري به پاسخ برسيد. من هيچ وقت نمي توانستم اينگونه پاسخ ها را به شما بياموزم.

 

عمر کوتاه مدرسه فرهاد

وی به همراه همسرش محسن خمارلو به مدت ۲۵ سال  مدرسه فرهاد را از از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۹ اداره کرد. این مجتمع یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگوواره ایران بود که هدف‌ها و کارکردهای آموزش و پرورش مدرن در آن تجربه و ارزیابی می‌شد.

 

اتفاقات ناگوار زندگی

مرگ کاوه، پسر کوچک توران خانم، یکی از چند حادثه بسیار تلخ زندگی اوست که شاید بیشتر از اعدام همسر اول یا درگذشت همسر دوم یا از دنیا رفتن برادر جوانش قلب او را متاثر ساخت.

پندار خمارلو گفت: مادرم عادت داشت در مواجهه با یک غم بزرگ، با دو سه برابر کردن کار خودش، مقابله کند. مادر برای کنار آمدن با غم کاوه، تمرکزش را روی ارتقاء دادن سطح دانش و توانایی بچه‌ها گذاشت، مثلاً گواهینامه  پایان کلاس پنجم را به بچه‌ها نمی‌دادند مگر این که شنا را یاد گرفته باشند. بعد از اینکه پدرم فوت کرد نیز سنگ بنای فرهنگنامه‌ گذاشته شد تا به این ترتیب در هوای غم همسرش باقی نماند.

 

نزدیک به 90 سالگی

سرانجام توران میرهادی پس از یک عمر تلاش و کوشش در زمینه آموزش و پرورش کودکان به خاطر سکته مغزی در شهریور ۱۳۹۵ در بیمارستان بستری شد و در ۱۸ آبان‌ماه ۱۳۹۵ در سن ۸۹ سالگی دیده از جهان فروبست . پیکر بی جان او به امامزاده عبدالله شهر ری منتقل شد تا در کنار پسرش، که سالها پیش در جریان سیل جان خود را از دست داده بود به خاک سپرده شود.

در سال 1397 رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرتهماسب مستندی با نام « توران خانم» براساس زندگی این بانوی شایسته ساختند. این مستند به معرفی اجمالی و بزرگداشت توران میرهادی می‌پردازد.

 

آثار برجای مانده از توران

  • آن که رفت، آن که آمد.
  • ت‍وران م‍ی‍ره‍ادی
  • ج‍س‍ت‍ج‍و در راه‍ه‍ا و روش‍ه‍ای ت‍رب‍ی‍ت.
  • دو گ‍ف‍ت‍ار: ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه آم‍وزش‍گ‍اه‍ی و ن‍ق‍ش آن در ای‍ج‍اد ع‍ادت ب‍ه م‍طال‍ع‍ه
  • ف‍ره‍ن‍گ‍ن‍ام‍ه ک‍ودک‍ان و ن‍وج‍وان‍ان
  • فهرست کتاب‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان.
  • گ‍ذری در ادب‍ی‍ات ک‍ودک‍ان.
  • م‍ادر و خ‍اطرات پ‍ن‍ج‍اه س‍ال زن‍دگ‍ی در ای‍ران.

 

همکاری با انتشارات آموزش و پرورش

توران میرهادی در نگارش کتاب‌های تعلیمات اجتماعی، تاریخ، جغرافی و تعلیمات دینی چهارم دبستان، تعلیمات اجتماعی برای کلاس چهارم دبستان و تعلیمات اجتماعی سوم دبستان ، راهنمای تدریس کتاب تعلیمات اجتماعی سوم دبستان، ک‍ت‍اب فارسی اول، ک‍ت‍اب ک‍ار م‍رب‍ی ک‍ودک، گذری در ادبیات کودکان همکاری داشته است.

 

کتاب ها و مقاله های ترجمه شده توران

افسانه چینی برای کودکان، گنجشک کوچولو، رفتار والدین ما باید چگونه باشد، تفاهم بین المللی به وسیله کتاب‌های کودکان و نوجوانان، آنچه از کنگره آموختیم، در باب افسانه‌ها و اسطوره‌ها برای کودکان و نوجوانان (با همکاری ثریا قزل ایاغ)

و مقاله‌هایی در مجله ی "سپیده فردا"، "ماهنامه آموزش و پرورش"، نشریه‌ها و گزارش‌های شورای کتاب کودک به چاپ رسیده است

کتاب جستجو در راه ها و روش های تربیت ،گردآمده ای از تجربه های او در طول 25سال سرپرستی مدرسه فرهاد است.

کتاب »گفت و گو با زمان «مجموعه مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها یا پیام‌های توران میرهادی در دوره‌ای بیش از پنجاه سال است. بررسی‌ها، آمیختگی و دسته‌بندی اندیشه‌های او کاری است که در این کتاب انجام شده است. هر بخش از این کتاب به موضوعی ویژه اختصاص دارد که موضوع کار یا علاقه ایشان بوده است.

 

از نگاه دیگران

میرفخرایی(داماد میرهادی) می‌گوید: «توران خانم هرگز در اندیشه معرفی کردن خودش نبود، برای همین در ابتدا می‌پرسید چرا می‌خواهید در مورد من فیلم بسازید؟ هر وقت هم برای فرهنگ‌نامه از ایشان تشکر می‌شد تأکید می‌کرد که ازجمع باید تشکر کرد.موفقیت مدرسه فرهاد را هم حاصل کار همه دبیران می دانست. زمانیکه کار بر روی فرهنگ نامه را شروع کرد به شدت درگیر این موضوع شد تا جایی که گاهی ما را در مسافرت همراهی نمی کرد.

علی میرفخرایی ادامه می دهد: «کسی جرأت نداشت جلوی توران خانم حرف رفتن را بزند. توران میرهادی و هم‌نسلانش حاصل تربیت یک دوره خاص اجتماعی هستند و خودشان هم چند بار گفته‌اند که ما فرزندان دوره مشروطیت هستیم و بی‌ادعا. توران خانم از مادری آلمانی زاده شد و به این زبان مسلط بود، زبان فرانسه و انگلیسی و روسی را هم می‌دانست اما همواره فارسی صحبت می‌کرد. پندار خمارلو این صحبت را اینطور ادامه می‌دهد: «به هر کسی که می‌خواست برود، می‌گفت برو اما یادت باشد که باید عضوی از آن مملکت میزبانت باشی. یعنی اگر جنگی در گرفت کمکت را از آنجا و مردمش دریغ نکنی و اینطور نباشد که بخواهی صرفاً از امکانات‌شان بهره ببری.»

دکتر عباس خرمی درباره شخصیت میرهادی گفت: ساحتهای شخصیت میرهادی بسیار متنوع است ومن قصد دارم تنها به ساحت تلاش وی برای ترویج علم از سه منظر بپردازم.

نخستین منظر، تلاش وی برای ساختار شکنی مدرسه معلم محور است. در زمانی که وی مدرسه فرهاد را پایه گذاشت سنت شکنی بسیار کار دشواری بود.

او در مدرسه کتابخانه تاسیس کرد تا کتاب میانجی بین معلم و دانش آموز باشد.او تفکر علمی را در میان لایه های مختلف جامعه و به ویژه نسل کودک و نوجوان جاری کرد و امروز تمام فارغ التحصیلان مدرسه فرهاد، شخصیتهای شاخصی هستند.

از منظر دیگر باید به فرهنگنامه کودک و نوجوان پرداخت. او در راه تدوین آیین فرهنگنامه بسیار وسواس داشت تا مبادا اندیشه منحطی توسط یک مقاله ارائه شود.

در آخرین منظر باید به انجمن ترویج علم ایشان نگاه انداخت. با کنار هم قرار دادن این سه منظر در می یابیم که ایشان تلاش داشتند نسل پس از خود را با اندیشیدن صمیمی کنند.

روز ملي ادبيات كودك و نوجوان در تقويم شمسي روز 18تيرماه بوده كه روز درگذشت مهدي آذريزدي نويسنده كودك و نوجوان و بازنويس كتاب ها به زبان كودكانه مي باشد.

 

تهیه کننده : طاهره جوکار

ویراستار : فاطمه سادات محمدی

 

انتهای خبر/ج

زمان انتشار: چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۴:۵۰

شناسه خبر: 88984

دیدگاه ها و نظرات :
نام کامل وارد شود
دقیق و صحیح وارد شود
لطفا فارسی و خوانا باشد
captcha
ارسال
اشتراک گذاری مطالب